تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
معاویه بن ابوسفیان
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کليدي: اشخاص ، تاریخ اسلام و ایران پس از اسلام

منبع: مختارنامه


پدر
معاویه پسر ابوسفیان و هند بود. ابوسفیان تاجری اهل مکه، از بزرگان قریش، بزرگ امویان و از دشمنان پیامبر بود که در شب فتح مکه در سال هشت هجری با کمک و تدبیر عباس (عموی پیامبر) به اردوگاه پیامبر رفت و مسلمان شد. معاویه 15 سال پیش از هجرت به دنیا آمد و در آن زمان مردی 23 ساله بود.

مادر
مادر معاویه نیز هند دختر عتبه بود. مسلمانان در جنگ بدر (سال دوم هجرت) پدر و برادرش را کشتند و او غلامی را اجیر کرد که در جنگ احد (سال سوم هجرت) حمزه سردار سپاه اسلام و عموی پیامبر را به شهادت برساند و بعد خود بر سر جنازه‌ی حمزه رفت و بدن او را شکافت و تکه‌هایی از کبد او را خورد.

اسلام
معاویه که همراه پدرش در جنگ خندق (سال پنجم هجری) علیه پیامبر جنگیده بود، پس از فتح مکه همراه دیگر اعضای خانواده‌اش اسلام آورد. گروهی گفته‌اند معاویه به مقام کتابت وحی رسید، اما این بعید به نظر می‌رسد، چون معاویه در مکه ساکن بود و پیامبر بعد از فتح مکه به مدینه بازگشت و تا آخر عمر در مدینه زندگی کرد.

پس از پیامبر تا زمان امیرالمومنین
پس از وفات پیامبر معاویه و پدرش ابوسفیان با ابوبکر بیعت نکردند. آن‌ها می‌گفتند ابوبکر از بنی‌تمیم است و تا بنی‌هاشم و بنی‌امیه هستند که از خویشان پیامبرند، بیعت با مردی از بنی‌تمیم باطل است. این ماجرا چندی بعد با پا در میانی هشام بن عمرو پایان یافت و ابوسفیان و معاویه نیز با ابوبکر بیعت کردند. در این بیعت که در عمل نوعی معامله بود، ابوبکر معاویه و یزید، فرزندان ابوسفیان را به شام فرستاد. شام در آن زمان تحت تسلط بیزانس بود. یزید بن ابوسفیان توانست قسمت‌هایی از شام از جمله دمشق را فتح کند. ابوبکر نیز حکومت دمشق و فلسطین را به او سپرد. در سال 18 هجری که یزید بن ابوسفیان مرد، برادرش معاویه بر جای او نشست. این آغاز کار حکومتی معاویه در زمان عمر است. عثمان نیز معاویه را در همین جایگاه نگه داشت. احتمالا پیوند خویشاوندی عثمان که خود از بنی‌امیه بوده در این کار بی‌اثر نبوده است. در زمان محاصره عثمان از معاویه کمک خواست، اما معاویه بی این که جواب رد بدهد، آن قدر صبر کرد تا کار از کار گذشت و گروهی از محاصره‌کنندگان عثمان را کشتند.

زمان امیرالمومنین
حضرت علی (ع) پس از رسیدن به حکومت اصلاحات بسیاری انجام داد، از جمله نپذیرفت که معاویه را در شام ابقا کند. معاویه نیز از کشته شدن عثمان بهانه ای برای درگیری‌های متوالی با حضرت علی (ع) ساخت. سرانجام در جنگ صفین، معاویه توانست با دو خدعه‌ی پیاپی که هر دو از ابتکارات عمرو بن عاص بود، خود را در شام ابقا کند. اولین حیله بر سر نیزه کردن قرآن‌ها بود و حیله‌ی دوم حکمیت. هر چند معاویه با حیله‌ی حکمیت به خلافت نرسید، اما در شام خود را خلیفه می‌نامید. پدید آمدن خوارج و تغییر بزرگ ناشی از وجود آنان در تاریخ اسلام، از تبعات حیله‌ی حکمیت بوده است.

صلح با امام حسن (ع)
پس از شهادت حضرت علی (ع) مردم در عراق با امام حسن (ع) بیعت کردند، اما معاویه که حالا هم در شام قدرت گرفته بود و هم توانسته بود در طی سال‌ها مردم شام را چنان شستشوی فکری بدهد که او و خانواده‌اش را لایق‌ترین حاکمان و نزدیک‌ترین افراد به پیامبر بدانند، لشکری فراهم کرد و به جنگ امام حسن رفت. شایعه‌سازی، خریدن فرماندهان سپاه امام حسن، جنگ روانی و خدعه‌های پیاپی روش‌های جنگی معاویه در این نبیرد بودند، تا جایی که امام حسن (ع) نمی‌توانست هیچ اعتمادی به سپاه خود کند. در چنین شرایطی و در حالی که سپاه امام به خیمه‌اش ریخته بودند و خیمه را غارت کرده و او را زخم زده بودند، امام حسن (ع) امید از سپاه 12000 نفری خود برداشت و صلح با معاویه را پذیرفت.

تصریح
معاویه پیش از وارد شدن به کوفه اعلام کرد «ای مردم کوفه من برای نماز و زکات و حج، با شما نجنگیدم، که می‌دانم خود نماز می‌خوانید و زکات می‌دهید و حج می‌روید. با شما جنگیدم تا بر شما حکومت کنم» و ادامه داد «و هر شرطی که بستم و هر چیز که به حسن بن علی [ع] قول دادم زیر پا انداخته‌ام و وفا نخواهم کرد». معاویه هنگام ورود به کوفه سال 41 هجری را عام‌الجماعة نام گذاشت، چرا که اولین سالی بود که تمام مسلمانان با یک خلیفه بیعت می‌کردند. البته این نیز نوعی خدعه در دل خود داشت، چرا که دست کم خوارج با معاویه بیعت نکردند.

امپراتوری و مرگ
سال‌ها زندگی کردن در شام و فلسطین و تماس مساقیم با امپراتوری بیزانس در معاویه آرزویی ایجاد کرده بود. در این زمان معاویه تا رسیدن به آرزویش یعنی بنا کردن امپراتوری اموی تنها یک قدم فاصله می‌دید. برای برداشتن این قدم نهایی او مقدمات بسیاری فراهم کرد. هوشمندان عرب مثل مغیره و مروان و عمرو بن عاص را با پول تطمیع کرد و به خدمت خود درآورد، جنگ‌های منظم و دائم با امپراتوری بیزانس را ادامه داد. لشکری منظم شبیه لشکر بیزانس فراهم کرد و تا قبرس و قسطنطنیه پیش رفت. گروهی از صحابه و غیر صحابه را که حق‌گو بودند و زبانشان با ارعاب و تطمیع به کام نمی‌رفت (مانند حجر بن عدی) کشت. دیوان اداری عریض و طویلی مانند دیوان‌های بیزانس برای خود ترتیب داد. حالا تنها چیزی که لازم بود، موروثی کردن خلافت بود. این را نیز با مرگش در سال 60 هجری رقم زد.


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.