تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
یزید بن معاویه
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کليدي: اشخاص ، تاریخ اسلام و ایران پس از اسلام

منبع: مختارنامه


تولد
یزید بن معاویه در سال 25 هجری در شام به دنیا آمد. در سال 18 هجری یزید بن ابوسفیان برادر معاویه که حاکم شامات بود از دنیا رفته بود و معاویه جای او را گرفته بود. بنا بر این، 7 سال بعد که پسرش به دنیا آمد او را یزید نام نهاد. یزید یازده سال پس از وفات پیامبر در شام به دنیا آمد. پدر و عموی یزید در طول سالیان حکومتشان بر شام توانسته بودند تصویری واژگونه از پیامبر، اسلام و یارانش به مردم بقبولانند. این تصویر طبیعتا در تربیت یزید نقش عمده‌ای داشت.

تربیت و کودکی
یزید در کودکی با مادرش در صحرا زندگی می‌کرد و همان جا بزرگ شد. عرب‌های صحرا بهترین زبان عربی آن روز را می‌دانستند و یزید نیز به همین دلیل زبان عربی را خوب می‌شناخت و به آن مسلط بود و آسان شعر می‌گفت. شعرهایش را در دیوانی جمع کرده‌اند. در کودکی آبله گرفت و آبله‌رو بود.

یزید و جنگ
قدش بلند بود و توان جسمیش بالا، اما از جنگ بی‌زار بود. یک بار که پدرش کوشید او را با سپاه فاتحان همراه کند، خود را به مریضی زد و همراهی نکرد. بعد که خبر رسید که آن سپاه بیمار شده‌اند شعری سرود که می‌گفت «مرا چه باک که آنان همه بیمار گشته‌اند؟ از آبله بمیرند یا تب چه فرقی برای من؟ من که در دیر مران به بالش‌های نرم تکیه کرده‌ام...»

عادات و علایق
یزید اهل شکار و عیش و بازی با حیوانات و مجلس‌گردانی بود و این‌ها را نیز پنهان نمی‌کرد. در واقع بر خلاف پدرش، به دین‌داری و رعایت شریعت تظاهر نمی‌کرد، شراب را بسیار دوست داشت و علنا شراب می‌نوشید.
هر چه معاویه در گسترش سرزمین تحت تسلطش و در فتح سرزمین‌های غیر مسلمان کوشید، یزید بر خلاف او تلاشی برای فتح جایی نکرد، فتوحات را تعطیل کرد و بساط شراب و ساز و شکار و عشرتش را گسترد. می‌گویند کار چنان بالا گرفت که دیگران نیز به تقلید از او، در مکه و مدینه چنین مجلس‌هایی می‌آراستند.

حیوانات
یزید سگ و باز و یوز و بوزینه داشت. بوزینه‌اش را لباس آدم می‌پوشاند و با خود همراه می‌کرد و احتراماتی برایش مقرر کرده بود و به او لقب ابوقیس داده بود. این ابوقیس حتی برای خود مرکب جدایی داشت و با همان مرکب که یک خر ماده بود در مسابقه‌های اسب‌دوانی شرکت می‌کرد.

اسلام
یزید نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گرفت و تلاش بسیاری کرد تا آداب جاهلی را زنده کند و رسم اسلام را براندازد؛ تا حدی که یک بار گفت پیامبر شاعری بوده، من هم شاعرم، فرقمان این است که شعر من از او بهتر است.

ولایت عهد
در اواخر حکومت معاویه، که بسیاری از مخالفان و گردن‌فرازان از دنیا رفته بودند، مغیرة بن شعبه پیش معاویه رفت و او را قانع کرد که برای یزید از مردم به عنوان ولی‌عهد خلیفه بیعت بگیرد. معاویه باور نمی‌کرد چنین کاری شدنی باشد، اما مغیره توانست با انواع خدعه و ارعاب از بسیاری از مردم برای یزید بیعت بگیرد. در سال 56 هجری، معاویه رسما یزید را ولی‌عهد خود نامید. پیش از معاویه هیچ مسلمانی حکومت اسلامی را موروثی نکرده بود.

مخالفان اصلی
پس از مرگ معاویه در سال 60 هجری، چهار نفر از افراد مشهور جامعه‌ی اسلامی با یزید بیعت نکردند؛ امام حسین (ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبکر.

جنایات بزرگ
این بیعت نکردن‌ها سه واقعه‌ی وحشتناک را در طول چهار سال حکومت یزید رقم زد. ابتدا به شهادت رساندن امام حسین (ع) و یارانش در صحرای کربلا در سال 61 هجری بود. به امام حسین با سپاهی بزرگ، و بسیار وحشیانه حمله کردند و پس از شهادت او با کسانش رفتاری غیرانسانی و دور از شان اهل بیت انجام دادند.
در سال 63 هجری نیز، مردم مدینه که رفتار و کردار یزید را دیده بودند علیه او شوریدند. یزید هم مسلم بن عقبه را فرستاد تا مردم را سرکوب کند. مسلم شهر را ویران کرد، مردان را کشت و به سپاهش اجازه داد تا سه روز هر چه می‌خواهند غارت و به هر زنی که می‌خواهند تجاوز کنند.
در سال 64 نیز یزید سپاهی را به جنگ عبدالله بن زبیر که در مکه خود را خلیفه خوانده بود فرستاد. سپاه یزید با منجنیق بر شهر مکه و خانه‌ی کعبه سنگ و آتش ریختند و کعبه را تا حدی ویران کردند. مردم مکه منتظر بودند که سپاه یزید به شهر حمله کنند و فجایعی مانند مدینه بیافرینند، اما خبر رسید که یزید در 14 ربیع‌الاول به مرض ذات‌الجنب مرده و مردم مکه از چنین سرنوشت شومی جان به در بردند.

میراث وحشت و نفرت
یزید سی و نه سال زندگی کرد، اما در همین مدت کوتاه تصویری از خود ساخت، که هرگز از یاد نمی‌رود. مردی عیاش، ترسو، بی‌دین، بی‌اخلاق، با میزانی از توحش که حتی تصورش نیز آسان نیست. نمونه‌ی کاملی از فساد در خاندان اموی.


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.