تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
کمال الدین بهزاد
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩  کلمات کليدي: اشخاص

زندگی

کمال الدین بهزاد (نگارگرایرانی - محتملاً ١۴۶٠/٨۶۵ ق-١۵٣۵/٩۴٢ق) هنرمندی نوآور و چیره دست که راهی درعرصه نگارگری ایرانی گشود و تاثیری وسیع بر کار نقاشان بعدی در ایران، هند، ترکیه و آسیای میانه گذاشت.

گویا درکودکی یتیم شد. روح الله میرک در هرات سرپرستی‌اش را برعهده گرفت و به او فن نقاشی آموخت (از پیر سید احمد تبریزی نیز به عنوان استاد وی نام برده‌اند)

بهزاد در محفل میرعلی شیر‌نوایی و به تشویق و حمایت او پرورش فکری و هنری یافت. سپس به خدمت سلطان حسین بایقرا درآمد (حدود١۴٨۵‌/٨٩٠‌ق). پس از استیلای ازبکان بر هرات، مدتی در این شهر باقی ماند و به فعالیت خود در دربارجدید ادامه داد.
بعدها به تبریز رفت و در دربار شاه اسماعیل صفوی به سرپرستی کتابخانه و کارگاه هنری منصوب شد (١۵٢١‌/٩٢٨‌‌ق). محتملاً این سمت را تا اوایل سلطنت شاه تهماسب اول نیز بر عهده داشت. در زمان اقامت در هرات و تبریز به پرورش شاگردان برجسته ای چون قاسم علی «شیخ زاده»  و «میر‌مصور» همت گماشت.

او در تبریز درگذشت و در جنب مقبره شیخ کمال خجندی به خاک سپرده شد.


نقّاشی‌ها

نقاشی‌های بسیاری را به بهزاد منصوب کرده‌اند؛ ولی عقیده رایج بر آن است که فقط ٣٢‌تصویر را می توان از آثار راستین او به شمار آورد. البته این آثار فقط بر ده سال از دوران طولانی فعالیت هنریش گواه می دهد(‌١۴۶٨/٨٩١‌ق– ‌١۴٩۵/٩٠١‌ق.)

همه کارشناسان شش نگاره نسخه بوستان سعدی موجود در دارالکتب قاهره را جزو مهم ترین آثارش محسوب می کنند؛ اگرچه فقط چهار تا از آنها مرقوم‌اند. در دو نسخه خمسه نظامی موجود در کتابخانه بریتانیا نیز هجده اثر بهزاد را می توان تشخیص داد.

بهزاد در مکتب هرات پرورش یافت. ولی با توانایی شگرفی که در ترکیب بندی، هماهنگی رنگها و توازن شکلها داشت، باعث و بانی تحولی مهم در سنت نقاشی ایرانی شد. او به مدد خطوط شکل‌ساز و قوی و پویا، پیکره های یکنواخت و بی حالت در نقاشی پیشین را به حرکت درآورد.
طبیعت و معماری را به مکان فعل و عمل آدمها بدل کرد و در این محیط، برای هر‌پیکر جایی مناسب در نظر گرفت. با بهره‌گیری از تاثیرات متقابل رنگ ها، بخش های مختلف تصویر را با‌هم مرتبط ساخت. به منظور استحکام ساختار کارش به روش های هندسی ساختمان ترکیب بندی روی آورد. بدین سان، او توانست میان آدم‌ها، اشیا و محیط ارتباطی منطقی برقرار کند، که دستاورد‌ی تازه در نقاشی ایرانی بود.
تفسیر واقعگرایانه از رویدادهای داستان و توجه به جلوه های زندگی واقعی، وجه دیگری از نوآوریهای بهزاد بود. او در تجسم محیط و زندگی و کار مردم، گاه تیز‌بینی بسیار از خود نشان می داد (مثلا، کارگرانی که با تقسیم کار معین کاخی را بنا می‌کنند و در میان آنها یک زنگی ناوه‌کش نیز دیده می شود، خدمتکارانی که وسایل ضیافت شاهانه را تدارک می بینند، غلامی که حوله در دست ایستاده تا پای خواجه‌اش را خشک کند.) با این حال بهزاد هیچ گاه برداشت معنوی از مضمون داستان را فدای توصیف وقایع عادی نمی‌کرد. از سوی دیگر، او برای تجسم دنیای واقعی روشی مبتنی بر اصول زیبایی‌شناسی نگارگری ایرانی را برگزیده بود و از این رو، واقعگرایی او ماهیتاً با طبیعت گرایی اروپایی تفاوت داشت.

در نقاشی بهزاد، احساس و تعقل به طرزی ظریف و هنرمندانه متعادل شده‌اند. در حقیقت، نحوه نگارش او به انسان با شیوه کار بست رنگ و خط و به طور کلی با چگونگی انتظام ساختار آثارش انطباق کامل دارند. این محتوای انسان گرایانه و قالب ملازم با آن، در تاریخ نقاشی ایرانی بی سابقه است.

نظر به شهرت بهزاد طى قرنها افراد بسیارى کار‌هاى او را تقلید کرده‌اند و نامش را بر تصویر‌هاى بیشمار گذاشته‌اند از این رو تمیز دادن تصویر‌هاى اصلى او کار دشوارى است. این تحقیقات مخصوصاً پس از برپا شدن نمایشگاه هنر ایرانى در لندن (۱۹۳۱ ‌م.) تا حدى به نتیجه رسیده است. اساس اطلاعاتى که از کار او در دست است تصویر‌هایى است که با امضاى اصیل او در نسخه‌اى از بوستان سعدى نقش شده. و اینک در کتابخانهٔ ملى قاهره مخزون است. شیوهٔ بکار بردن رنگ‌هاى گوناگون و درخشان تصویرها از حساسیت عمیق بهزاد نسبت به رنگها حکایت میکند. از این تصویرها چنین بر‌می‌آید که بهزاد بیشتر به‌رنگهاى به اصطلاح «سرد» (مایه‌هاى گوناگون سبز و آبى) تمایل داشته، اما در همه جا با قرار دادن رنگ‌هاى «گرم» (بخصوص نارنجى تند) در کنار آنها، به آنها تعادل بخشیده است. تناسب یک یک اجزا‌ى هر تصویر با مجموعه آن تصویر شگفت انگیز است. شاخه‌هاى پر‌شکوفه و نقش کاشی‌ها و فرش‌هاى پر زیور زمینه تصویرها نمودار ذوق تزیینى و ظرافت بی‌حساب بهزاد است. اما بیش از هر چیز واقع‌بینى اوست که کارهایش را از آثار نقاشان پیش از او متمایز ساخته است. این واقع‌بینى به‌خصوص در تصویر‌هایى بچشم میخورد که صرفاً جنبه دربارى ندارد و نشان دهندهٔ زندگى عادى و مردم معمولى است (خدمتکارانى که خوراک می‌آورند، روستاییان در کشتزار و ...). دیگر اینکه صورت آدمها به صورت عروسک‌وار و یکنواخت نقاشی‌هاى پیش از بهزاد شبیه نیست. بلکه هر صورتى نمودار شخصیتى است و حرکت و زندگى در آن دیده میشود. آدمها در حال استراحت نیز شکل و حالاتى طبیعى دارند. بر کار‌هاى دیگرى که به بهزاد منسوب است امضاى مطمئنی دیده میشود. به این جهت، تنها سبک تصویرها (ترکیب بی‌مانند نقش‌هاى تزئینی با صحنه‌هاى واقعى) میتواند راهنمائى براى تمیز دادن کار‌هاى اصیل او بشمار آید. در میان تصویر‌هاى بیشمارى که در کتابها یا جداگانه بنام بهزاد موجود است اختلاف عقیده میان خبرگان بسیار است. اما به‌هرحال بسیارى از این کارها اگر از آن خود استاد نباشند وابسته به مکتب او هستند. برخى از کتاب‌هایى که با تصویر‌هاى منسوب به بهزاد مزین‌اند از این قرار‌ند:

گریز یوسف از زلیخا (بوستان سعدی) (١۴٨٨/٨٩٣ ق)، جنگ شترسواران، ساختن قصر خورنق (خمسه نظامی) ١۴٩٢(/٨٩٨ ق)، حضرت محمد (ص) وخلفای راشدین (حیرت الابرار میرعلی‌شیرنوایی) (حدود١۴٩۵/٩٠١ ق)، صورت شیبک خان (حدود١۵٠٨/٩١۴ق).

استاد بزرگ!!!

نفوذ بهزاد بیش از هر چیزى در کار شاگردان او دیده می شود. برخى از شاگردانش، مانند قاسم على و آقا میرک، در کار خود بیش و کم به پاى استاد رسیدند. با آنکه در زمان صفویه سبک مینیاتور‌سازى بار دیگر دچار تحول شد، نزدیک نیم قرن پس از بهزاد نفوذ او در کار نقاشان بچشم میخورد. نقاشان هرات‌ى سبک بهزاد را به بخارا بردند و آنرا در دربار خاندان شیبانى پرورش دادند. کتابى بنام مهر و مشترى که در ‌۹۲۶ه.ق. در بخارا استنساخ شده نمودار آن است که سبک بهزاد در بخارا بهتر از تبریز حفظ شده است. مهاجرت برخى از نقاشان سبب اشاعه سبک بهزاد در هندوستان نیز گردید.

منابع : ویکی‌پدیا ، سایت هنر شرق ، سایت راسِخون


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.