تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
آمریکا در ایران از ابتدا تا پایان پهلوی اول(شهریور 1320ش.)
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢  کلمات کليدي: تاریخ معاصر

منبع: پایگاه پژوهشکده باقر العلوم (pajoohe.com)/فاطمه السادات باقی پور

اندیشه ارتباط با آمریکا روند منطقی وقایعی بود که از پایان دوره اول جنگ­های ایران و روسیه اتفاق افتاده بود. دولتمردان ایرانی بر اثر چنین حوادثی دریافتند، برای حفظ موجودیت سیاسی خود در صحنه روابط بین­الملل نقشی داشته باشند و بتوانند در مواقع تهدید کشورشان، از افکار عمومی به کاستن تبعات بحران استفاده کنند. امیرکبیر که آغازگر گفتگوهای سیاسی ـ میان دو کشور ایران و آمریکا شد، در حقیقت نماد تمایلات نسل گذشته زمامداران دیوان سالاری ایران بود.


[1]

زمینه­های سیاسی برقراری روابط ایران و آمریکا
   امیرکبیر که می­خواست با وارد کردن یک نیروی سوم به صحنه سیاست ایران، از قدرت روز افزون روسیه و انگلیس در ایران بکاهد، در صدد برقراری روابط با امریکا برآمد. در آن زمان، امریکا یک کشور تازه تأسیس و جوان بود و نیروی دریایی نیرومندی داشت و امیرکبیر پیش­بینی می­کرد که این کشور یکی از قدرت­های جهان در آینده خواهد شد. لذا در سال 1266ق به میرزا محمدخان، کاردار  ایران در استامبول دستور داد، تا با جرج مارش و زیر مختار امریکا در این شهر، در خصوص امکان برقراری روابط گفتگو کند. جرج مارش از این پیشنهاد استقبال کرد و «تیلور» رئیس جمهور وقت امریکا نیز آن را تأیید کرد و اختیار نامه­ای صادر نمود. هدف عمده امریکایی­ها از برقراری روابط با ایران، رقابت تجارتی با انگلستان در بازارهای اقتصادی دنیا بود. این مذاکرات یک سال و سه ماه به طول انجامید و سرانجام با قرارداد موسوم به «عهدنامه دوستی» و کشی­رانی در 14 ذی الحجه 1267 (9 اکتبر 1851) به امضاء هر دو طرف رسید. دولت ایران این قرارداد را تصویب نکرد؛ زیرا از یک سو با مخالفت دولت انگلستان روبرو شد و از سوی دیگر امیرکبیر از صدارت عزل شده و میرزا آقاخان نوری که از سرسپردگان انگلیس بود، به جای وی صدراعظم گردید؛ اما هنوز مدتی گذشته بود که روابط ایران و انگلیس بر سر مسأله افغانستان، رو به تیرگی نهاد. انگلیس­ها نیروهای خود را در سواحل خوزستان پیاده نمودند، در این موقع بود که روشن­بینی امیرکبیر بر شاه(ناصرالدین شاه) معلوم گردید و در صدد ادامه سیاست برقراری روابط با آمریکا بر آمد.[2]
   ناصرالدین شاه به کاردار ایران در استانبول(میرزا احمدخان) دستور مذاکرات با امریکا را داد. این مذاکرات در خصوص خریداری چند کشتی و استخدام ملوانان امریکایی بود. یک طرح هشت ماده­ای میان نمایندگان دو کشور ایران (احمدخان) و امریکا امضاء گردید. ماده هشتم این قرارداد این بود: «دولت ممالک متحده امریکا وعده می­دهد که جزایر و بنادر متعلق به ایران را از تسلط دولت از انگلیس و تعرض امام مسقط حفاظت نماید».[3] دولت امریکا سعی کرد، تا رضایت روسها را برای برقرار این روابط بدست آورند که موفق هم شدند. مذاکرات رسمی ایران و امریکا در ذیقعده 1271ق در استانبول آغاز شد و نمایندگان هر دو کشور طرح­های جداگانه­ای را ارائه دادند. ایران که به فکر دریافت وام از امریکا بود، مصمم شد، تا این قرارداد را به امضاء طرفین برساند. پس از مذاکرات طولانی، قرار دوستی و تجاری ایران و امریکا در 15 ربیع­الثانی 1273ق (13 دسامبر 1856 م) در استانبول به امضاء سفیران دو کشور رسید. قرارداد مذبور توسط «فرانکین پیوس» رئیس جمهور امریکا و ناصرالدین شاه قاجار در تاریخ 20 شوال 1273 (13 ژوئن 1857) به امضاء رسید و نسخ آن مبادله گردید. نخستین سفیر ایران در امریکا حاج حیدر قلی خان معتهد الوزاره بودند که بعدها به لقب صدرالسلطنه رسید. وی سفارتخانه ایران در امریکا را تأسیس کرد و در سال 1305 ه‌ق(1888 م) معتمد الوزاره به تمام وزیر مختاری ایران در امریکا منصوب شد.
 
مدارس آمریکایی
   جامعه ایران با جهانی مواجه شده بود که از فضای سیاسی -  اجتماعی و فرهنگی او فرسنگها فاصله داشت. روشنفکران این عصر به ضرورت تحول در جامعه خود پی برده بودند. تبادل اطلاعات به خاطر اعزام محصل به خارج هیاتهای سیاسی و مذهبی انتشار روزنامه و ترجمه کتاب ضرورت روند اصطلاحات و تغییر فضای آموزشی و فرهنگی جامعه را غیر قابل اجتناب کرده بود. روزنامه­ها به مردم آگاهیهایی در لزوم تربیت و آموزشی فرزندان داده می­شود که اولین جرقه­های آموزشی جدید در کشورهای اروپایی به ایران می­آمدند.[4]
شمار مدارس خارجی سراسر در کشور به تدریج افزیش یافت. در دوران پهلوی اول و دوم تاسیس این مدارس ادامه یافت و دختران و پسران ایرانی به ستوه متجددانه و غیر ایرانی و اسلامی تربیت می­شدند. تاسیس کالج­ها، تربیت معلم­ها ... که فرهنگ اروپایی – امریکایی را به فرهنگ ایرانی ترجیح می­دارد در واقع هم مسابقه­ای بین اشراف و غیر اشراف بود تا آینده­ای بهتر را برای فرزندانشان تامین کنند و هم جوان ایرانی با فرهنگ خود بیگانه و مبلغ جدیدی برای فرهنگ می­گردید.[5]
 
امریکا و انقلاب مشروطه ایران:
   سفارت امریکا در ایران اصولا فعالیت سیاسی و اقتصادی چشمگیر نداشت، تا جایی که به نهضت مشروطه مربوط می­شود، برخی از مأموران سیاسی امریکا در ایران مشروطه را تحسین می­کردند و گروهی نیز در جهت مخالفت با انقلاب مشروطه بودند. دولت امریکا سیاست بی­طرفی را رعایت می­کرد. «پیرسون» سفیر وقت امریکا در ایران ابتدا مخالف مشروطه بود؛ چون معتقد بود که حکومت مشروطه مناسب مردم بی­سواد و فقیر ایران نیست؛ ولی پس از تأیید تحصن مشروطه خواهان به موفقیت انجامید.»[6]
   «جان جکسون» سفیر بعدی و جانشین پیرسون، عقیده داشت که پیروزی مشروطه­خواهان سبب خواهد شد که مبارزه بین حکومت و مردم تشدید شده و زمینه دخالت دولت­های خارجی را فراهم ساخته و در نهایت موجب تضعیف استقلال ایران خواهد شد.
  امریکا در بیشتر و یا بهتر بگویم در همه تحولات جهانی، سیاست بی­طرفی را اتخاذ نمود؛ زیرا قصد درگیری با روسیه و انگلیس را نداشت؛ زیرا این درگیری­ها را به ضرر منافع خود می­دید.
 
روابط ایران و آمریکا در دوره سلطنت رضاشاه پهلوی اول:
   به عنوان مقدمه باید گفت که انقراض قاجاریه و آغاز پادشاهی رضاشاه(آذر 1304) در راستای سیاست انگلیس صورت  می­گرفت و سیاستمداران امریکا نیز با توجه به ملاحظات زیر با تغییر سلطنت در ایران مخالف نبودند:
1-   خطرات احتمالی یا واقعی ناشی از ظهور یک دولت بلشویکی در جهان بود.
2-   روی کارآوردن حکومت­های به ظاهر ملی و اصلاح طلب در کشورهای همجوار شوروی(ایران و ترکیه) اساسا به سود منافع غرب بود.
3-   امریکایی­ها علاقه سیاسی خاصی به ایران نداشتند، بلکه به نفوذ بریتانیا در این کشور را به رسمیت شناخته بودند. از لحاظ نفتی نیز مایل نبودند، خود را با انگلستان درگیر کنند.
4-   بازگشت امریکا به سیاست انزوا طلبی پس از جنگ جهانی اول.[7]
   در دوره سلطنت رضاشاه از 25، آذر 1304 تا 25 شهریور 1320، تحولات زیر در روابط ایران و امریکا به وجود آمد:
1-   قطع روابط سیاسی ایران و امریکا در سال 1314
2-   ماجرای امتیاز نفت به شکرت امیرانین.
3-   توجه خاص رضاشاه به امریکا در سال 1319
4-   موافقت اصولی امریکا با اشغال ایران توسط قوای انگلیس و شوروی.[8]
 
1-   قطع روابط سیاسی ایران و امریکا در سال 1314:
   با دستگیری جلال غفار و زیر مختار ایران در امریکا بر اثر مسأله رانندگی و بی­احترامی به وی، روابط ایران و آمریکا رو به تیرگی نهاد. امریکا که به خاطر منافعش نگران قطع روابط با ایران بود، تلاش زیادی برای برقراری مجدد روابط کرد. در سال 1317ش. «والاس موری» نماینده مخصوص وزارت امورخارجه امریکا به تهران آمد و عذر خواهی رسمی از رضاشاه به عمل آورد و به این ترتیب با افتتاح مجدد سفارتخانه ایران در واشنگتن شد. محمد شایسته به عنوان وزیر مختار جدید ایران در امریکا تعیین و به واشنگتن اعزام گردید.[9]
 
2-   ماجرای امتیاز نفت به شرکت امیرانین:
   امیرانین علامت اختصاری شرکت نفت امریکا و ایران است که قانون آن در 15 بهمن 1315 به تصویب مجلس شورای ملی رسید. در سال 1315 شرکت نفتی امریکا «سی بورد» درخواست اکتشافات و استخراج نفت در قسمتی از شمال شرقی ایران را به مدت 60 سال را نمود. در بسیاری از موارد این قرارداد شبیه قرارداد 1933 ایران و انگلیس بود. در 18 بهمن 1315 مجلس شورای ملی قانون اجازه ساختن و نگهداری لوله حمل نفت به «شرکت لوله نفت ایران» وابسته به شکرت «سی بورد» را تصویب کرد، تا شرکت مزبور بتواند نفت افغانستان را نیز از طریق این لوله­ها حمل کند. شرکت امیرانین پس از دو سال کاوش، به دولت ایران اطلاع داد که از ادامه عملیات صرف نظر کرده و مایل به ادامه کار نیست.[10]
 
3-   توجه خاص رضاشاه به امریکا در سال 1319:
    پس از آغاز جنگ جهانی دوم، رضاشاه از لحاظ سیاسی و اقتصادی در تنگنای شدیدی قرار گرفت. روابط اقتصادی عمده ایران با کشورهای شوروی (طبق قرارداد 25 مارس 1940/ 5 فروردین 1319) و آلمان نازی بود؛ زیرا قرارداد مزبور به ایران امکان می­داد، تا از طریق شوروی مبادرت به ورود و صدور کالا به آلمان نماید. از سوی دیگر اگر در این شرایط رضاخان مبادرت به نزدیکی با بریتانیا کند، عملا موجبات بدگمانی روسها را فراهم می­کرد. انگلیسی­ها نیز اجازه نزدیکی ایران به شوروی را نمی­دادند.(هنوز شوروی مورد حمله آلمان نبود و روابط خوبی با آنها داشت) در شرایط مذبور تنها راه چاره برای حفظ بی­طرفی ایران، نزدیک شده به امریکا و جلب حمایت این کشور بود. مذاکراتی میان ایران و امریکا صورت گرفت که موفقیت­آمیز نبود. مقامات ایران خواستار مبادلات پا یا پای با آمریکا بودند و خواستار وام و نیز خرید 50  فروند هواپیمای شکاری از نوع «پرسویت» از امریکا بودند. رضاشاه تلاش کرد، تا با بزرگ جلوه دادن دارایی­های مصادره شده، مدارس مذهبی امریکایی­ها در تهران و پرداخت غرامت عادلانه به آنها، یک برگ برنده را در مذاکرات ایران و امریکا برای خود، رو کند که موفق نگردید.[11]
 
4-   موافقت اصولی امریکا با اشغال ایران توسط قوای انگلیس شوروی:
    شواهد و قراین زیادی وجودی دارد که نشان می­دهد، دولت امریکا با توجه به روند جنگ، در اساس موافق با اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی و روس بوده است:
1-   مخالفت امریکا با فروش تسلیحات به رژیم رضا شاه:
2-   پس از حمله آلمان نازی به شوروی (22 ژوئن 1941) و سرنگونی رژیم رشید عالی گیلانی، در بغداد، دو دولت انگلیس و شوروی به ایران فشار آوردند که مبادرت به اخراج کارشناسان آلمانی از ایران کند؛ ولی دولت ایران نپذیرفت. ایران از امریکا کمک خواست، تا امریکا از ایران حمایت کند؛ اما امریکا چنین نکرد.
3-   در 22 اوت 1940 (سه روز پیش از اشغال نظامی ایران) وزیر مختار ایران در واشنگتن از امریکا خواستار جلوگیری از اشغال ایران توسط روس و انگلیس شد؛ اما امریکا با اعلام اینکه آلمانی­ها به بی­طرفی ایران اهمیت نمی­دهند. موافقت ضمن خود را برای اشغال ایران و عدم اقدام برای جلوگیری از این کار را اعلام نمود.
4-   رضا شاه در پنجم شهریور 1320(25 اوت 1941) یعنی دو روز پس از اشغال ایران، از امریکا کمک خواست؛ اما امریکا با توجیه اینکه متفقین هیچ چشم­داشتی به استقلال و غاصب ارضی ایران ندارند، از کمک خودداری کرد.[12]


[1] - موجانی، علی؛ بررسی مناسبات ایران و امریکا، تهران، مؤسسه چاپ و نشر وزارت امور خارجه، 1374، ص 169 - 170 .
[2] - علی بابایی، غلامرضا؛ تاریخ سیاست خارجی ایران(از شاهنشاهی هخامنشی تا امروز)، چاپ اول، تهران،دات درسا، 1375،ص24- 26.
[3] - همان، پیشین، ص 26-27.
[4] . ترابی فارسانی، سهیلا؛ اسنادی از مدارس دختران از مشروطه تا پهلوی، تهران، سازمان اسناد ملی ایران، 1378، ص 10- 19.
[5] .همان.
[6] - همان، پیشین، ص 35.
[7] - همان، پیشین، ص 65.
[8] - همان، پیشین، ص 65.
[9] - همان، پیشین، ص 65- 72.
[10] - همان، پیشین، ص 72.
[11] - همان، پیشین، ص 73-75.
[12] - همان، پیشین، ص 75-76

 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.