تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
جنگ چالدران
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩  کلمات کليدي: تاریخ اسلام و ایران پس از اسلام

یکى از دلایل پیشرفتهاى سریع عثمانیان در اروپا، ضعف دولتهاى شرقى (ایران، میان رودان، شامات و عربستان) بود اما در سال۱۵۰۰ در ایران براى اولین بار پس از قرنها، حکومتى ایرانى بر سر کارآمد. وجود این حکومت که بعدها به صفویان معروف گشت از جمله دلایل ضعف پیشروى عثمانى ها در غرب است. شروع این خاندان به دست شاه اسماعیل صفوى بود. وى مردى جنگاور، جوانمرد واصولاً شیعه گرا بود. وى ابتدا گیلان و تبریز و همدان را گرفت و پس از هم قسم شدن هفت طایفه ترک با وى غرب ایران را تصرف کرده و با در هم کوبیدن ازبکها شرق ایران و خراسان را نیز به دست آورد. قدرت گرفتن دولت ایران و در خطر افتادن بغداد دولت عثمانى را نگران کرد. عثمانى ها در این زمان فرمانروایى به غایت بى رحم موسوم به یاووز داشتند. سلطان سلیم رامى توان یکى از ۴سلطان بزرگ عثمانى دانست.(سلطان مراد، سلطان محمد فاتح، سلطان سلیمان وسلطان سلیم).


جنگ چالدران در ماه رجب سال 920 هجری قمری در دشت چالدران بین  سپاه ایران و سپاه عثمانی به وقوع پیوست. چالدران دشتی است در شمال غربی ایران که در شصت و چهار فرسخی تبریز و شمال غربی خوی واقع شده است این دشت بین دو رشته کوه قرار دارد.

  مورخان علت اساسی جنگ چالدران را شرایط جدید ایجاد شده می‌دانند که می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

1-  شرایط سیاسی و مذهبی:

  در این زمان شاه اسماعیل -مؤسس حکومت صفویه- که فرماندهی سپاه ایران را بر عهده داشت، مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران قرارداد و سلطان سلیم پاشا، خلیفه حکومت عثمانی که فرماندهی لشگر عثمانی را عهده‌دار بود، ادعای خلافت کلیه مسلمین را نیز داشت؛ و طبیعی است که تاسیس چنین حکومتی را در همسایگی خود در تعارض با منافع سیاسی و مذهبی خود قلمداد نماید، به خصوص این که وجود مراکز مذهبی شیعه در سرزمین های تحت سلطه عثمانی (عراق امروزی) موجب تشدید این تنش ها می شد.

2- شرایط نظامی و امنیتی: دول استعماری که در صدد تضعیف، تجزیه و انقراض دولت عثمانی بودند، بنابراین دست به ایجاد تنش و تقویت اختلافات مذهبی می زدند؛ از سوی دیگر دولت ایران در تلاش بود با اتحاد با دشمنان امپراطوری عثمانی در اروپا و آفریقا، موقعیت امنیتی و نظامی خود را در برابر تهدید های احتمالی از سوی عثمانی تقویت نماید.

  مجموعه این عوامل و دیگر شرایط، باعث شد سلطان سلیم پاشا، حاکم عثمانی احساس کند که یک نوع اتحاد سیاسی در مرزهای آسیایی بر ضد سلطنت عثمانی شکل گرفته و موقعیت حکومت او را به خطر انداخته است، لذا برای دفع این خطر تصمیم گرفت به ایران حمله کند. پناهنده شدن سلطان مراد-رقیب سلطان سلیم در خلافت-به ایران باعث گردید بهانه‌های لازم برای سلطان سلیم ایجاد گردد تا به مرزهای شرقی لشگر کشی کند و جنگ چالدران با تجاوز عثمانی به ایران آغاز گردد.

  مورخین سپاه عثمانی را برجسته ترین سپاه دنیا در آن زمان می‌دانند، این سپاه به سلاح گرم و نیروی دریایی مجّهز بود. در این جنگ سپاه عثمانی از توپ وتفنگ استفاده کردند و اولین جنگی بود که سپاه ایران با تسلیحات گرم و آتشین و ابزار جدید جنگی همچون توپ و تفنگ آشنا شدند، تعداد سربازان سپاه عثمانی ده برابر سربازان ایرانی بود و از آمادگی بیشتری برخوردار بودند، امپراطور عثمانی توانست با غافلگیر کردن شاه اسماعیل فرصت تجهیز و آمادگی سپاه را از او بگیرد.

آنگونه که برخى مورخین نظیر سرپرسى سایکس مى گویند، اعزام سفراى ایران به نزد ممالیک مصر و مجارستان در ۱۵۱۴ دلیل اصلى عجله سلطان براى نابودى صفویان بوده است. کشتار ۴۰هزار شیعه در آسیاى صغیر و فرستادن نامه هاى تند براى شاه اسماعیل نبرد را ناگزیرنشان مى داد. ۱۲۰هزار سرباز ترک در مرزهاى ایران آنچه بر هیبت ترکها در هنگام نبرد مى افزاید سپاههاى بزرگ و عظیم آنها بود به طورى که به شهادت تاریخ آنها در قرون ۱۵ ۱۶، و ۱۷ همواره برترى خرد کننده اى از نظر نفرات در میدان نبرد بر حریفان خود داشتند. در این زمان نیز شاه اسماعیل براى کمک به «بابر فرمانرواى هند» ارتشى را به آسیاى مرکزى فرستاده و در نتیجه قادر به آماده کردن ارتشى در این ابعاد نبود اما در عین حال دور از مردانگى مى دانست که ارتش عثمانى را در غارت غرب ایران راحت بگذارد به همین دلیل على رغم اینکه به او خبر دادند سلطان سلیم از ۱۲۰هزار سرباز تربیت شده و منظم، سواره نظام، ینى چرى، تفنگدار و واحدهاى برگزیده توپخانه برخوردار است خود را در دشت چالدران در نزدیک ارومیه به سپاه عثمانى رساند. حال آنکه به گفته مورخان تنها نیرویى بین ۳۵ تا ۶۰هزار سرباز در اختیار داشت. عثمانیان از همان ابتدا با مشاهده سواران ورزیده ایرانى فهمیدند که توپخانه وینى چرى ها باید سرنوشت جنگ را تعیین کنند. بنابراین توپها وینى چرى ها پشت سپاه پیاده و سواره عثمانى پنهان شدند و در حقیقت نقش ذخیره استراتژیک ترکها را بازى کردند. شاه اسماعیل سپاه خود را به دوقسمت کرد و یک قسمتى را به فرماندهى رئیس طایفه استاجلو از طوایف جنگاور ترک سپرد و نیمى دیگر از سپاه را، خود فرماندهى کرد. شاه اسماعیل براى آنکه مى دانست ترکها از توپ به خوبى استفاده مى کنند تنها راه را در حرکت سریع به سمت دشمن دید بنابراین همزمان، ۳۵هزار سوار (یا ۶۰هزار) ایرانى از ۲جناح به جناحین عثمانیان حمله بردند. حرکت شاه اسماعیل به اندازه اى جسورانه و سریع بود که امواج پیاده و سوار ترک نتوانستند مانع رسیدن او به واحدهاى توپخانه شوند اما در جناح دیگر سواران استاجلو درست در زیر آتش توپخانه قرار گرفتند و بیشتر آنها از جمله رئیس استاجلو از بین رفتند. شاه ایران و سواران باقیمانده اش وسط میدان جنگ که اکنون دیگر به دلیل «مغلوبه شدن» جاى مناسبى براى آتش ریزى توپخانه نبود به سختى نیروهاى ترک را در هم مى کوبیدند اما سلطان سلیم ناگهان نیروى مرگبار ینى چرى ها را وارد میدان کرد. سواران ایرانى براى خروج از بن بست بى محابا به صفوف ینى چرى حمله کرده و گمان کردند حرکت بسیار سریع آنها پیاده نظام مذکور را از هم خواهد پاشید اما این مردان سراسر سرخپوش مانند ستونهاى متحرک سلاح به دست از جاى خود نجنبیدند وحتى صفوف خود را براى عبور سواران ایرانى باز نکردند در نتیجه نبرد وارد خونین ترین بخش خود شد و هزاران نفر از نیروهاى طرفین دشت چالدران را با خون خود رنگین کردند. نیروى سوار ایران در محاصره کامل در حال مقاومت بود که ناگهان سربازى از نیروهاى ینى چرى شکم اسب شاه ایران را درید و پاى او را نیز با ضربتى دیگر زخمى کرد. مردان قزلباش که قصد نداشتند به هیچ وجه شاه خود را در میدان تنها بگذارند با از جان گذشتگى شاه زخمى را بر اسب سوار کردند وسعى کردند از میان مردان سمج ینى چرى بگذرند. سرعت عمل عشایر قزلباش و خستگى جنگاوران عثمانى سبب شد تا رخنه اى در بین آنها ایجاد شود وباقیمانده سواران ایرانى میدان جنگ را ترک بگویند. اردوى ایران توسط عثمانى ها غارت شد و تبریز نیز به دست ترکها افتاد اما سلیم تنها به تصرف کردستان و دیار بکر قناعت کرد.

عثمانیها در این زمان در اوج قدرت بودند آنها ۲سال بعد کل مصر را تسخیر کردند و در شرق نزدیک و شمال آفریقا دولتى از دست آنها نجات نیافت اما سرسختى سربازان ایرانى براى آنها این پیام را داشت که باید منتظر رخداد جنگهاى عظیمى در این بخش از جهان باشد.

نبرد چالدران سرآغاز جنگهاى ایران وعثمانى بود که مانند جنگهاى ۸۰۰ساله ایران ورودیکى از طولانى ترین نبردهاى تاریخ بود و عاقبت 4 قرن بعد به ضعف مفرط دو کشور منجر شد در حالى که هیچ یک از طرفین نتوانستند به برترى قطعى بر علیه دیگرى دست بیایند اما همین که ایرانیان توانستند استقلال خود را در برابر دولتى که دهها کشور را مسخر کرده بود حفظ کند نکته اى بسیار امیدوار کننده بود. شاهنشاهى جوان صفوى در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب نتوانست بر ارتشهاى بزرگ عثمانى غلبه کند اما مقاومت آنها پایه اى شد براى پیروزیهاى قرن ۱۷ شاهان ایرانى بر عثمانیان.

منابع:

1.        سایت ایران آزاد

2.        صالحی، زهرا؛ جنگ چالدران؛ سایت پژوهشکده باقر‌العلوم (www.pajoohe.com)


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.