تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
سلطان مسعود غزنوی و ابوریحان بیرونی
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کليدي: تاریخ اسلام و ایران پس از اسلام

روزی سلطان محمود غزنوی در باغ هزار درخت شهر غزنین بر بالای کوشکی که چهار در بود نشسته بود و جمعی از جمله ابوریحان در حضور او بودند، ناگاه رو به ابوریحان نمود و گفت: من از کدام یک از این چهار در بیرون خواهیم رفت؟ نظر خود را بر کاغذی بنویس و در زیر تشک من بگذار، ابوریحان که از منجمان بزرگ بود و خوی سلطان محمود را می‏دانست نگاهی به چهار در نمود و نظر خود را بر پاره‏ای کاغذ نوشت و زیر تشک سلطان نهاد.

محمود گفت: نظرت را اعلام کردی؟ ابوریحان گفت: آری، آنگاه سلطان محمود دستور داد، بنا و بیل و کلنگ آوردند و بر دیواری که جانب شرق کاخ بود دری بگشودند و سلطان از آن در بیرون رفت و گفت آن کاغذ پاره بیاورند، چون نیک نظر کرد دید ابوریحان بر روی آن نوشته است، که: سلطان از این چهار در بیرون نمی‏رود بلکه بر دیوار شرق دری بکند و از آن در بیرون شود!!!
محمود از ابوریحان سخت دلگیر شد و دستور داد او را در قلعه غزنین شش ماه زندانی نمودند و بعدها از ابوریحان پرسیدند چگونه این کار پیش‏بینی نمودی گفت: از غرور سلطان محمود دانستم که از هیچکدام از درها بیرون نخواهد رفت.

 


منبع: سایت گوناگون


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.