تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
سرگذشت سه الماس
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کليدي: تاریخ معاصر

اکثر برلیانهای مشهور جهان به دلیل کمیابی آنها و ارزش مادی هنگفتی که داشته اند، اغلب وجه المصالحه پیمانهای سیاسی - اقتصادی قرار می گرفتند. گاهی برای تامین هزینه لشکرکشی به معرض فروش گذاشته می شدند و یا به عنوان گروگان در مقابل وامهای بزرگ دست به دست می گشتند، و یا مانند برلیان مشهور و مکعب مستطیل «شاه» بعنوان دیه خونبها تقدیم طرف مقابل گردیده اند.
آنچه می خوانید درباره سرگذشت سه برلیان معروف دنیا می باشد که جزو الماسهای مشهور تاریخ جهان هستند.


برلیان ریجنت (Regent)
  این الماس به سال 1701 میلادی در معدن parteal در ناحیه رودخانه kistna در هندوستان پیدا شد. وزن اولیه آن معادل 410 قیراط (هر قیراط 0/2 گرم می باشد) و یابنده آن برده ای بود که در معدن کار می کرد. وی پس از این کشف، به فکر دزدیدن آن افتاد و گویند که در پای خود زخمی چنان عمیق ایجاد کرد که توانست بلور الماس را در میان آن مخفی کند و بدین طریق زجر آور از جلوی چشمان تیزبین محافظان گذشت و بلافاصله اقدام به فرار کرد و خود را به ساحل اقیانوس هند رسانید. در انجا راز خود را با یک ناخدای کشتی باری انگلیسی در میان گذاشت و موافقت کرد در ازای رساندن او به انگلستان، نصف بهای الماس را در موقع فروش به او بدهد، غافل از اینکه ناخدای انگلیسی خبیث تر از آن بود که می نمود. ناخدا او را در وسط اقیانوس به دست خود به قتل رساند و جسدش را به دریا افکند و مالک الماس شد. مدتی بعد، الماس را به تاجری در بمبئی به مبلغ هزار پوند استرلینگ فروخت. البته این پول برای او خوشبختی نیاورد. بالاخره از فرط پشیمانی، روزی خود را حلق آویز نمود. تاجر هندی خریدار الماس می دانست که چنین بلوری را نمی تواند به آسانی و بدون آنکه توجه مقامات دولتی را به خود جلب کند، عرضه نماید. پس به فکر چاره افتاد. او خود را تاجر بزرگ الماس معرفی کرد و اعلام کرد که بلورهای زیادی منجمله این بلور را برای فروش آماده دارد. آقای توماس پیت (Thomas pitt) که فرماندار آن ناحیه در مستعمره هندوستان بود، داوطلب خرید الماس شد. این شخص پدربزرگ ویلیام پیت است که در زمان خود جوانترین نخست وزیر انگلستان بود و به دلیل خدماتش در بخشیدن استقلال به مستعمره آمریکا شهر بزرگ، پیترزبورگ (pittsburgh) در آمریکا به نام او نامیده شده است.
البته فرماندار انگلیسی هم دست کمی از ناخدای کشتی باری نداشت و متوجه شده بود که بلور الماس به طریق قانونی به دست تاجر نرسیده، بنابراین با تهدید، او را مجبور ساخت تا آن را به مبلغ 20000 پوند (به جای 85000 پوند قیمتی که تاجر درخواست کرده بود) به او بفروشد. بدین طریق الماس به دست خانواده پیت افتاد، به انگلستان حمل و توسط استادی ماهر تراش داده شد. نتیجه تراش، برلیانی بود به وزن 140/5 قیراط (کمتر از یک سوم بلور اولیه) که به فرم کوسن (cushion) تراشیده شده بود. تراش این برلیان دو سال طول کشید و 5000 پوند هزینه برداشت. البته در کنار این برلیان از تکه های متورق شده از بلور اولیه تعدادی نگین هم با فرم تراش رز (Rose Cut) تراشیده شد که تماما به پطر کبیر - تزار روسیه به مبلغ 7000 پوند استرلینگ فروخته شد.
این برلیان که به نام پیت شهرت یافت (نام مالک آن) پس از چندی به دوک اورلئان- فرماندار فرانسه (آن موقع فرانسه تحت اشغال انگلیسیها بود) به مبلغ 135000 پوند فروخته شد. این ثروت نامشروع و باد آورده پشتوانه فعالیت های سیاسی ویلیام پیت، جوانترین نخست وزیر انگلستان گردید. نام برلیان تغییر یافت و ریجنت (نائب السلطنه) خوانده شد که بعدها در تاج سلطنتی لوئی پانزدهم نصب گردید و در سال 1722 در مراسم تاجگذاری مورد استفاده قرار گرفت. دو نسل بعد ملکه- ماری آنتوانت که در انقلاب کبیر فرانسه او را گردن زدند مدتی در مراسم رسمی از آن استفاده می کرد. قیمت این برلیان در آن زمان بیش از 5 میلیون پوند انگلیس برآورده شده بود. در جریان انقلاب کبیر فرانسه در سال 1792 میلادی، غارتگران آن را به اتفاق برلیان سانسی و برلیان آبی رنگ فرانسه ربودند. برلیان ریجنت پس از مدت کوتاهی در سوراخ تیر چوبی سقف زاغه ای در پاریس کشف و به دست ناپلئون بناپارت افتاد که در تاجگذاری خود در سال 1804 میلادی آن را بر روی دسته شمشیرش نصب کرد. پس از شکست و تبعید ناپلئون به جزیره آلبا در سال 1814 میلادی برلیان ریجنت در اختیار همسر دوم ناپلئون- ماری لئیر دختر امپراطور اطریش فرانسیس اول قرار داشت که آن را با خود به اتریش برد ولی به اصرار پدر، آن را به دولت فرانسه عودت داد.
در سال 1825 میلادی در مراسم تاجگذاری چارلز دهم مورد استفاده قرار گرفت و حدود 50 سال بعد ناپلئون سوم آن را به ملکه یوجنی Empress Eujenie هدیه کرد که در زیور آلات موهای سر خود از آن استفاده می کرد. در سال 1887 میلادی که بساط سلطنت در فرانسه برچیده شد و جمهوری اعلام گشت، تمام جواهرات سلطنتی به حراج گذاشته شد ولی برلیان ریجنت را به دلیل ارزش فوق العاده آن نفروختند و از آن موقع تاکنون جزو جواهرات خزانه دولتی فرانسه به شمار می رود.

برلیان هوپ (Hope)
  این برلیان به عنوان یکی از بدشگونترین برلیانهای تاریخ نامیده شده است. رنگ آن آبی مایل به بنفش، رنگ فانتزی طبیعی می باشد و وزنی معادل 44/5 قیراط دارد. حدس زده می شود که از نگینی به وزن 112/5 قیراط که سیاح و جواهر شناس معروف فرانسوی - تاورنیه در سال 1668 میلادی از هندوستان برای لوئی چهاردهم - پادشاه فرانسه آورده، تراشیده شده باشد. لوئی چهاردهم ابتدا دستور تراش نگین الماس را به فرم قلب داد و پس از تراشیده شدن، نگین 67/5 قیراطی را به معشوقه اش Madame de Montespan هدیه کرد.
مدتها بعد این برلیان به دست لوئی شانزدهم افتاد که آن را جزو جواهرات ملکه ماری آنتوانت قرار داد. پس از انقلاب کبیر فرانسه در سال 1792 میلادی طی یک سرقت مسلحانه این برلیان ربوده شد و تا سال 1830 میلادی کسی از محل آن آگاهی نداشت. در سال در حراجی به قیمت 18000 پوند در لندن به بانکدار معروف Henry philip Hope فروخته شد. از محل نگهداری آن در سالهای بعد اطلاعی در دست نیست ولی در پرده ای از صورت ملکه ماریالوئیزا اسپانیا، که نقاش معروف Goya در سال 1799 میلادی تهیه کرده است این برلیان در جواهرات تاج ملکه دیده می شود.
در سال 1851 میلادی برلیان هوپ در کنار برلیان کوه نور در نمایشگاه بین المللی پاریس به معرض تماشای عموم گذارده شد. از سال 1906 میلادی این برلیان دیگر در اختیار خانواده هوپ نبوده و از همین زمان داستانهایی مبنی بر بدیمن بودن آن بر سر زبانها افتاده است. در این سال جواهر فروش معروف پاریس Jacques که این برلیان را از خانواده هوپ خریداری نموده بود، اقدام به خودکشی کرد و برلیان هوب به تملک پرنس kanitovski در آمد. پرنس این برلیان را به خانم دلخواهش که هنرپیشه تئاتر بوده هدیه نمود ولی چندی بعد او را در حین اجرای نقش در تئاتر فولی برژه هدف گلوله قرار داده به قتل رسانید و خود نیز دو روز بعد توسط عناصر انقلابی روسیه کشته شد. مالک بعدی این برلیان تاجر و ثروتمندی از مصر به نام حبیب بی بود که مدتی کوتاه پس از ابتیاع این برلیان خود و خانواده اش در تصادم و غرق کشتی بخاری حامل آنها در حوالی سنگاپور از بین رفتند. در ابتدا تصور می شد که برلیان هوپ نیز با غرق کشتی به زیر آب رفته باشد ولی سالها بعد تاجر یونانی به نام simon Monthrides برلیان را به مبلغ 400000 دلار به سلطان عبدالحمید دوم- پادشاه ترکیه فروخت. نقل می کنند که همان مدت زمان کوتاهی که برلیان هوپ تحت مالکیت تاجر یونانی بود، او را هم گرفتار نحوست کرد و او و تمام خانواده اش چند روز پس از فروش برلیان هوپ با ماشین سواری خود به قعر دره ای پرتاب و همگی کشته شدند.
برلیان هوپ برای صاحب جدیدش (سلطان عبدالحمید دوم) نیز شگون نداشت. او این برلیان را به همسر سوگلی خود salama Zubaya هدیه کرد اما چندی بعد در سال 1908 میلادی مورد هجوم افسران انقلابی ترک قرار گرفت و در لحظاتی که انقلابیون به درون کاخ راه یافته بودند، او همسر سوگلی اش را به دست خود به قتل رسانید. سلطان تبعید گردید ولی خواجه مامور محافظت از برلیان هوپ را حلق آویز نمودند. سپس جواهر فروش معروف پاریس- کارتیه برلیان هوپ را خریداری و به آقای Edwards Mclean پسر ناشر معروف و ثروتمند آمریکایی به مبلغ 154000 دلار فروخت و صاحب جدید برلیان هوپ نیز آن را به نامزد خود هدیه کرد. نحوست برلیان هنوز قربانی می گرفت و پسر آقای ملکین در سن هشت سالگی در تصادف با ماشین کشته شد، چنانچه دختر و نوه او هم بعدها خودکشی کردند. خود اقای ملکین کارش به جنون کشید و پس از سالها اقامت در تیمارستان، چشم از دنیا فرو بست. در سال 1974 میلادی آقای هاری وینستون برلیان هوپ را به مبلغ 180000 دلار خریداری نمود و بلافاصله به موزه اسمیتسون داد. آقای وینستون عقیده دارد که با هدیه این برلیان به موزه، نحوست آن از بین رفته است.

برلیان کوه نور (Koh-Noor)
  درباره کوه نور بحثهای فراوانی شده است. جالب اینکه دولت پاکستان در سال 1976 میلادی رسما تقاضای استرداد این برلیان را از دولت انگلیس کرد، چون عقیده داشت کوه نور میراث ملی پاکستان است. دولت انگلیس در جوابیه خود اظهار نموده که برلیان کوه نور به قدری دست به دست گشته که به درستی معلوم نیست مالک حقیقی آن چه کسی یا کشوری است و بنابراین بهتر است جزو جواهرات دولت فخیمه باشد!
تاریخچه الماس کوه نور به سال 1304 میلادی که طبق گزارشات تاریخی در اختیار مهاراجه Malwa بوده برمی گردد (مالوا کشوری بوده که بعدها به استانهایی به نام ایندور، بوپال و گوالیور تقسیم شد). الماس کوه نور پس از حمله مغولها در اختیار سلطان بابر (Baber) سرسلسله امپراطوری مغولان در هندوستان قرار گرفت. وی چنان علاقه ای به الماس کوه نور داشت که در یادداشتهای خود از آن به عنوان «الماس بسیار مشهور که ارزش نیمی از هزینه سالیانه جهان است» نام می برد. این الماس به مدت دویست سال در اختیار اعقاب این سلطان باقی ماند و شاید به این دلیل، عامه مردم باور کرده بودند که هر کس صاحب الماس کوه نور باشد، فرمانروای کل جهان خواهد بود. در لشکرکشی نادرشاه به هندوستان در سال 1793 میلادی و فتح دهلی حکایت می کنند که نادرشاه افشار پنجاه و هشت روز به دنبال الماس کوه نور در خزانه جواهرات و کاخهای سلطنتی می گشت و آن را نمی یافت. تا اینکه شخصی از محارم سلطان محمود شاه با او اطلاع داد که محمود شاه الماس کوه نور را دردستار خود مخفی می کند. نادرشاه ضیافت شامی باشکوه ترتیب داد و در طی آن به رسم آن روز که فرمانده لشکر غالب و مغلوب به علامت صلح کلاه (یا تاج و دستار خود را) با یکدیگر عوض می کردند، تاج خود را با دستار محمود شاه که الماس کوه نور را در آن پنهان کرده بود عوض نمود. نادرشاه بلافاصله از مجلس ضیافت شام بیرون آمد و به سراپرده خود رفت و با نگرانی دستار محمودشاه را گشود و همینکه چشمش به الماس افتاد، فریاد برآورد «کوه نور» و از این لحظه به بعد این الماس کوه نور خوانده شد. در طی دویست سال بعد بارها کوه نور دست به دست گشت. شاهرخ-فرزند نادرشاه در زیر شکنجه های وحشتناک خان سفاک سلسله ننگین قاجار-آقا محمدخان جان داد، بدون آنکه محل کوه نور را فاش کند. بعد از این الماس به دست افغانها افتاد و داستان خونین الماس کوه نور با حبس و کور شدن شاه زمان به دست برادرش -شاه شجاع ادامه یافت. شاه زمان کوه نور را در لابلای گچ سقف زندان خود مخفی نگه داشته بود ولی پس از زندانی و کور شدن شاه شجاع توسط برادر دیگرش-شاه محمود، شاه شجاع این الماس را به رونجیت سینگ داد تا او و فامیلش را از خطر شکنجه ومرگ نجات دهد. رونجیت سینگ الماس کوه نور را همیشه در بازوبندی با خود حمل می کرد وبسیار به داشتن یک چنین الماسی فخر می نمود. پس از مرگ، الماس کوه نور به پسرش-مهاراجه دهولیپ سینگ رسید. پس از آشوب و جنگی که بین انگلیسیها و هندوها در ایالت پنجاب رخ داد، انگلیسیها فاتح، تمام جواهرات سلطنتی در لاهور را که کوه نور هم جزو آنها بود تصاحب کردند.
در سال 1850 میلادی الماس کوه نور به انگلستان برده شد و به ملکه ویکتوریا به مناسبت دویست و پنجاهمین سالگرد تاسیس کمپانی غارتگر هند شرقی هدیه شد. نقل شده که ملکه ویکتوریا از دیدن کوه نور جا خورده بود، چون او با الماسهای تراش داده شده به فرم انگلیسی قدیم عادت داشت و الماس کوه نور چندان تلالوئی از خود نشان نمی داد. الماس 187 قیراطی کوه نور در سال 1851 میلادی در کریستال پالاس لندن به نمایش گذاشته شد. قیمت تعیین شده برای کوه نور در این سال 700000 دلار بود و به دستور ملکه آن را دوباره تراش دادند. تراش این الماس به دست Garrad، جواهر ساز دربار انگلیس انجام شد که هزینه ای معادل 9000 پوند در برداشت. در جریان متورق کردن و تراش مجدد این الماس، اعضای خانواده سلطنتی شرکت فعال داشتند و گویا دوک Wellington خود اولین صفحه را به روی آن تراش داده است. وزن کوه نور در تراش جدید به 108/93 قیراط کاهش یافت و با وجود این، خواص مطلوب اپتیکی به دست نیاورد. تراش آن امروزه به عنوان تراش قدیم درجه بندی می شود. در سال 1911 میلادی برلیان کوه نور در تاج ملکه ماری جاسازی شد و در سال 1793 میلادی به عنوان نگین اصلی تاج ملکه الیزابت اول نصب و در تاجگذاری مورد استفاده قرار گرفت.


منبع: ادیب، داریوش (1381)؛ جهان جواهرات جلد دوم، چاپ دوم، انتشارات یادوراه اسدی
تهیه و تنظیم: منصوره اسماعیل نژاد-کارشناس زمین شناسی
منبع:نشریه اطلاعات علمی - شماره367


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.