تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
رشد فئودالیسم در سحرگاه تاریخ چین
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کليدي: خاور دور

منبع؛ کریستی، آنتونی، (1384) شناخت اساطیر چین، ترجمه محمدحسین باجلان فرخی، تهران، اساطیر، چاپ دوم.


پیدایی دودمان جو
 

ان یانگ در فاصله ده دوازده و یازده پیش از میلاد (1122-1027) با تهاجم پی در پی دودمان جو سقوط کرد و سلسله شانگ قدرت را به دودمان جو وانهاد. دیار جو در دره وئی شو قرار داشت و از ایالات همسایه قلمرو فرمانروایی شانگ بود. از اسناد به دست آمده چنین برمی آید که این دو فرهنگ به یکدیگر بسیار نزدیک و همخوان بود، اما پس از قدرت یافتن دودمان جو شرقی و انتقال پایتخت به لویانگ (69) (771 ق. م) این دو فرهنگ به تدریج از یکدیگر متمایز شد. بررسی منطقه‌ای از دودمان جو غربی یا جو اول گویای پیوند آن با فرهنگ یانگ شائو، لونگ شان و جو است. از استخوان‌های نوشته‌های پیش گویی دوره شانگ چنین برمی آید که دودمان جو بیش از به قدرت رسیدن حریف زورمند دودمان شانگ بود و بارها حمله به قلمرو جو مورد مشورت قرار گرفته بود و گویا سرانجام در چنین تهاجمی است که سلسله شانگ مغلوب می‌شود و این جنگ‌ها سبب تفویض قدرت به سلاله جو و تداوم دودمان جدید به مدت نزدیک به ده قرن می‌شود.
پس از سقوط ان یانگ دودمان جو بر سراسر قلمرو شانگ مسلط شد و بر طبق اسناد موجود قلمرو فرمانروایی این دودمان تا کناره‌های دریای شرقی گسترش یافت؛ با این همه پس از انتقال پایتخت به لویانگ و در دوره جو شرقی فرمانروایان بعدی نتوانستند تسلط خود را بر تمام قلمرو تسخیر شده حفظ کنند و این بدان سبب بود که گسترش قلمرو حکومت سبب پیشرفت فنون سپاهیگری و ایجاد پادگان‌های نظامی در مناطقی شد که از پایتخت دور بود و فرمانروا نمی‌توانست فرماندگان را کنترل نماید. در دوره جو غربی مقر فرماندهی نظامی تا سال 770 ق. م در زونگ جو (70) قرار داشت و فعالیت‌های نظامی فرماندگان زیر نظر فرمانروا انجام می‌گرفت و همه این فرماندهان به فرماندار وفادار بودند، اما با دور شدن پادگان‌های نظامی از پایتخت این مراکز به تدریج به مراکز قدرت ایالتی و حکومت‌های محلی تبدیل شد. زمانی که پایتخت به لویانگ منتقل شد حاکمان دوازده ایالت قلمرو جو رسماً وفاداری خود را به دودمان جو ابراز داشتند اما حاکمان هر یک از این ایالات در برابر این وفاداری چشمداشت‌های فراوان داشتند و یکی از این خواسته‌ها گسترش قلمرو حکومت بود، و با این همه این پیوستگی سطحی نتوانست مانع جنگ ایالت‌ها شود.

اعتقادات جو
 

گزارش کتاب‌های لی جو (71) و ای لو (72) از دیگرگونی و تحول انجام مراسم آئینی و شعائر روزگار جو سخن می‌گوید. در انجام مراسم و شعائر از شمن‌های مجری مراسم خبری نیست و کنترل انجام این مراسم و نظارت بر اجرای آن از وظایف فرمانروا است. مراد از لی (73) در این جا توجه به نظم انجام مراسم نیایش از جانب طبقات مختلف اجتماعی و هماهنگی این مراسم با سیستم خاص سلسله مراتب روحانی است. در این دوره تاین یا آسمان جانشین شانگ دی یا خدای آسمان شده و دین و انضباط دینی یا لی جنبه انفرادی یافته و بیش‌تر خاص طبقه فرودست است، و اعتقاد بر این است که انسان دارای دو روح است و تنها یکی از این دو جاودانه است. در شهرها از قدرت پیشین شمن ها و جادوگران خبری نیست اما در روستاها از شمن ها و جادوگران حمایت می‌شود و نذور و قربانی‌های خاص خدایان و ارواح حامی کشاورزی و عناصر طبیعی توسط این واسطه‌ها انجام می‌گیرد.
در چنین شرایطی فرمانروا واسطه آسمان و انسان‌ها بود و او و خویشان او تنها به شعائر و مراسمی توجه داشتند که رابطه آنان را با آسمان استوارتر و موجبات تداوم قدرت فرمانروا را فراهم می‌ساخت. بدین دلیل بود که فرمانروایان در کاخ مراسم و سنت هائی را به جا می‌آوردند که در جهت بزرگداشت آسمان و نیاکان قهرمان آنان و حفظ قدرت بازمانده از نیاکان بود. در این دوره گروه‌های قومی چینی خارج از قلمرو فرهنگ و اعتقادات و مراسم خاص خویش را داشتند و این سنت‌ها آنان را به هم پیوند می‌داد. این ناهمخوانی فرهنگی گاه مردمان این قبایل را مورد تحقیر صاحبان فرهنگ جو قرار می‌داد و از آنان با نام قبیله‌ای تحقیرآمیز چوان (75) که مرادف سگ بود یاد می‌شد. این مردمان اگر چه فرهنگ جو را کاملاً نپذیرفتند اما به ناچار به فرمان حاکمان منطقه برخی از مراسم منسوب به فرهنگ غالب را انجام می‌دادند و به تدریج پس از اتحاد با جوها این فرهنگ را پذیرفتند. حاکمان مناطق قلمرو جو اغلب از دودمان فرمانروایان بودند یا فرمانروا به سبب قدرت محلی آنان چنین اصل و نسبی را بدانان نسبت می‌داد. مثلاً در چو (76) که منطقه‌ای وسیع و در جنوب قلمرو جو قرار داشت امیران چو خود را از سلاله‌ی چونگ (77) و لی و از اعقاب شائوهائو (78) خاقان افسانه‌ای پیش از دودمان سیا و شانگ نسبت می‌دادند (جدایی آسمان و زمین). کارل گرن (79) می‌گوید به اعتقاد چینیان آن روزگار و نیز فرمانروایان جو امیران و والیان باید از اعقاب و سلاله فرمانروایان پیشین باشند تا نظم و لی برقرار بماند، مثلاً امیر چوان رونگ (80) ها که در غرب قلمرو جو می‌زیستند دارای نسب نامه‌ای بود که به جوان هو (81) پسر افسانه‌ای تائووو (82) – که در اصل اهریمن گونه بود – می‌رسید و این الگویی بود از طرز تفاخر آن روزگاران.

پیدایی دودمان چین.
 

جنگ و ستیز ایالت‌ها دودمان جو را به تباهی کشانید و قبایل غیر چینی غرب را برای بهره گیری از این شرایط و یورش جسورتر کرد. اگر چه در 660 قبل از میلاد یورش این قبایل موجبات ویرانی هونان شمالی را فراهم ساخت اما تاثیر و تاثر ناشی از آن پیدایی روال تازه‌ای را در هنر میسر ساخت. وحدت درونی همسایه جنوبی قلمرو جو و تمایل به پیشرفت سبب گسترش تدریجی فرهنگ شمالی در دیار جو و نیز راه یابی افسانه‌ها و داستان‌های قبایل جنوبی به منطقه شمال شد. وقتی در 704 ق. م امیر چو خود را فرمانروا وانگ (85) نامید از آن جا که وجود دو فرمانروا ناممکن می‌نمود نبردی موحش آغاز شد و با قدرت طلبی ایالات دیگر طی سال‌های 403 تا 211 ق. م دوره‌ای پدید آمد که به دوره ایالت‌های جنگجو معروف است.
در دوره جنگ ایالت‌ها مردم قلمرو ایالت چین در تپه‌های غربی قلمرو نیرومند جو حریف ایالت جو بودند. سرانجام در سال 221 پیش از میلاد امیر چین شیه هوانگ دی (87) خود را فرمانروا خواند و با قدرت یافتن این فرمانروا که نخستین خاقان دوره تاریخی چین است جنگ ایالت‌ها پایان گرفت و دودمان چین برای نخستین بار در قلمروی گسترده موجب وحدت شد و از به هم پیوستن استحکامات پراکنده دیوار بزرگ چین ساخته شد.
ایجاد دیوار بزرگ موجد آرامش و بهره گیری از نیروی انسانی در معیاری وسیع گردید و هم در این دوره بود که رود زرد و یانگ‌تسه با حفر یک کانال به هم پیوست. اکنون مهاجمان بیگانه برای یورش به چین نه با نیرویی پراکنده که با نیرویی عظیم و قدرتمند رو در روی بود و از آن دوری می‌جست. در این دوره کنترل نیروی انسانی موجد تولید بیش‌تر، ذخیره مواد غذایی، مبارزه با مخاطراتی از قبیل سیل و توفان و عمران و آبادی همه جانبه شد و چین به پیشرفت‌های بزرگی دست یافت.
در سیستم‌های فلسفی چینی از سده پنجم پیش از میلاد بیش از هر چیز به مسئولیت‌های دولت توجه می‌شود. در سیستم فلسفی منسیوس (88) و کنفسیوس (89) در اقع طبقه حاکمه است که مورد حمایت قرار می‌گیرد و تفویض فرمانروایی به یک فرد فرمانی آسمانی است که موجبات رعایت سلسله مراتب یا دیوان سالاری را فراهم می‌سازد. سیستم فلسفی مودزو (90) و لائودزو (91) در برابر دو سیستم پیشین قرار دارد، مودزو به بزرگداشت عواطف خانوادگی توجه دارد و در سیستم لائودزو، دائو (92) بنیاد هر گونه هستی است و رهرو در این راه نه پیرو کامل که پیرو راه‌های دیگر نیز هست. سیستم فلسفی کنفسیوس در سده هیجدهم میلادی در فرانسه بسیاری از نظرها را به خود جلب کرد اما امروز این لائودزو است که غربیان را به اندیشه‌های خویش می‌خواند.

وحدت چین
 

سال 221 پیش از میلاد در چین آغاز دوره‌ای تاریخی و از این زمان است که می‌توان با توجه به جنگ‌ها و پراکندگی پیشین از وحدت سخن گفت. در این سال با آغاز فرمانروایی شیه هوانگ دی و انتقال قدرت از دودمان جو در 256 پیش از میلاد و از دودمان چی (در ایالت شاندونگ) به دودمان چین، سرزمین چین امروز (یا حداقل بخش شمالی و) مرکزی آن تحت حکومتی واحد به یگانگی دست یافت. اگر چه فرمانروایی دودمان چین دیری نپائید اما تلاش برای وحدت به روزگار دودمان هان ادامه یافت و در دوره هان آن چه امروز سرزمین چین می‌نامیم متحد و دارای حکومتی مرکزی شد، و آثار به دست آمده از ایالت‌های مختلف چین و از آن جمله در منچوری نشانی از این یگانگی است. در این دوره نفوذ فرهنگی هان همه جانبه و چین دارای فرهنگی است مشترک و از این زمان است که می‌توان از یگانگی فرهنگی و فرهنگ مشترک چین سخن گفت. گسترش فرهنگ با گسترش قدرت و نفوذ سیاسی دودمان هان همراه است. گسترش نفوذ سیاسی و فرهنگی هان تدریجی است، مناطقی چون منطقه جنوب دیرتر از سایر مناطق فرهنگ شمال و دودمان هان مقتدر را پذیرفت و در مناطق ساحلی جنوب دلتای یانگ‌تسه نیز مقاومت برای حفظ فرهنگ بومی بیش‌تر بود؛ اما پیدایی حکومت مرکزی و گسترش همه جانبه قدرت به ویژه در دوره هان پیشرفت فرهنگی را سریع‌تر کرد.
بدین سان دوره اصلی گسترش فرهنگ مناطق اطراف رود زرد به جانب جنوب و پیشرفت آن تا مرزهای کنونی هندوچین از زمان فرمانروایی شیه هوانگ دی آغاز و در اواخر دوره هان دوم به اوج خود رسید و این کیفیت نه یک جانبه که دو جانبه بود و در این راه بسیاری از اعتقادات و عناصر فرهنگ جنوب به شمال راه یافت و سبب غنای این فرهنگ شد؛ و چنین است که در شناسائی این فرهنگ‌ها و فرهنگ مشترک چینی نه تنها تاریخ که روایات، افسانه‌ها و اسطوره‌های مردم این دیار نقش حساسی دارند.

پی نوشت ها :
 

1. Lo Yang
2. Tsung Chou
3. Li Chi
4. Ili
5. Li
6. Pi
7. Chhuan
8. Chhu
9. Chhung
10. Shao Hao
11. Karlgren
12. Chhuan Jung
13. Chuan Hu
14. Thao Wu
15. Ordos
16. Franco Vannotti
17. Wang
18. Cernuschi
19. Shih Huang Ti
20. Mencius
21. Confucius
22. Mo Tzu
23. Lao Tzu
24. Tao
25. Hsi Wangmu Mu
26. Khun Lun
27. Seattle
28. Chen Chu- Chung
29. Thai

نقل از راسخون


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.