تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
دین و تقویم رسمی در امپراتوری روم
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کليدي: تاریخ اروپا

منبع: پرون، استیوارد؛ (1381) شناخت اساطیر روم، ترجمه باجلان فرخی، تهران، اساطیر، چاپ نخست.


تقویم رومی
 

روزهای قراردادی در تقویم کشوری روم ثبت می‌شد. انبوه قابل توجهی از رویدادهای این تقویم بر سنگ منقور و این تقویم‌های سنگی دوره ای از جمهوری کهن تا امپراتوری جدید را در بر می‌گیرد و دوران پیش اتروسکی را نیز در خود دارد. فاستیFasti از اوویدOvid نیز سند گران بهایی است که اطلاعات ما را بیش‌تر می‌کند و این اثر اووید شعری است در 4772 بیت و شش کتاب که شاعر در آن روز به روز و ماه به ماه از جشن‌های نیمه اول سال سخن می‌گوید. فاستی نیمه ای از کاری است که شاعر نتوانست آن را تمام کند و هم بدین دلیل جشن‌ها و مراسم آیینی نیمه دوم سال دراین اثر نانوشته ماند.
تقویم رومی سه مرحله متمایز را سپری کرده است: رومی‌ها سال را ده ماه محاسبه می‌کردند اما این به معنی بخش بندی تقویم یا سیستم ده دهی نیست. رومیان ده ماه از مارس تا دسامبر را ماه های اصلی می‌دانستند و ماه های ژانویه و فوریه را ماه های مرده می‌نامیدند. این کار شگفت انگیز نزد بسیاری از اقوام بدوی نیز رواج داشت و هنوز هم نمودهایی ازآن در آفریقا و نیوزلاند دیده می‌شود. سر جیمز فریزر در اشاره به فاستی و به روایت از بید Bede می‌گوید «انگلوساکسون ها در دوره ای سال را ده ماه محاسبه می‌کردند و در این کار برای دسامبر و ژانویه و نیز ژوئن و جولای یک نام داشتند. تقویم بدوی رومی با ماه مارس آغاز می‌شد و ماه دوم آوریل از واژه Aperire به معنی شکفتن و پیدایی ماه شکوفایی گل‌ها بود. سومین ماه می نام داشت که نام آن از میا Maia» خدابانوی کهن و احتمالاً همسر ولکان Vulcan گرفته شده بود. بعد ژوئن فرا می‌رسید که یادآور خدای اتروسکی اونی Uni یا ژونو Juno بود. ماه پنجم کوینتیلیسQuintilis (به معنی پنجم) و ماه ششم سکستلیس Sextilis نام داشت و سپتامبر و دسامبر و ماه های دیگر بود. در روزگار امپراتور کوینتیلیس و سکستلیس مصادف جولای و اگوست و نام خود را از ژولیوس سزار اگوستوس گرفتند.
در مرحله دوم ماه های ژانووری و فبروری را بر این ماه افزودند و بدین سان ماه های مرده زنده و این کار توسط اتروسک ها انجام شد. اتروسک ها بر آن بودند که ژانوری را که به ژانوسJanus اختصاص داشت نخستین ماه سال قرار دهند اما با زوال قدرت اتروسک ها این روال پایان گرفت و ماه مارچ به عنوان نخستین ماه سال محسوب شد و این کار تا 153 پیش از میلاد ادامه یافت. فوریه یا فبرووری یا فبریسFebris خدابانوی تِب و خدای مهمی که در روم دو نیایشگاه داشت پیوند نداشت و به فبروسFebruus مربوط می‌شد و در روزگار بعد با دیس Dis و پلوتوی لاتین Pluto پیوند یافت. فوریه ماهی بود که در آن ماه شهر را تطهیر می‌شد و در این ماه بود که نذور و قربانی‌هایی داده می‌شد و آرامش مردگان را فراهم و این گونه از فدیه‌ها و نذرها فبروالیاFebrualia نام داشت و فبروس در واقع تجسم این مراسم آیینی بود.
تقویم رومی همانند تقویم‌های کهن دیگر تقویم قمری طی آن ماه های مارچ، می، ‌کوئتلیس و اکتبر 31 روز، فبرووری 28 روز و بقیه ماه‌ها 29 روز محاسبه می‌شود و سال 355 روز بود و از آن جا که سال قمری با سال خورشیدی هم طراز نمی‌شد در فاصله 23 و 24 فبروری روزهای اضافی محاسبه [و به احتمال قوی از روزهای کار حذف می‌شد].
در سومین مرحله شکل گیری تقویم باید توجه داشت که محاسبه ده روز اضافی چندان آشفته بود که در زمان ژولیوس سزار که در نقش کاهن اعظم مسئول تقویم نیز بود سال رسمی سه ماه از سال خورشیدی جلو افتاده و ژولیوس تقویمی در سال 46 بنا نهاد که بعد از او تقویم ژولیوس نام یافت و هنوز هم در برخی از کلیساهای شرقی کاربرد دارد. تقویم ژولیوس در سال 1582 به همت پاپ گریگوری سیزدهم اصلاح شد و همان تقویم مورد کاربرد است.
در پیچیده تر شدن این موضوع روزهای ماه، ‌بدان سان که امروز رایج است، شمرده نمی‌شد. ماه تقویمی سه حرکت قمری ثابت داشت: کالندز Kalends روز رویت هلال ماه در نخستین روز، ‌ایدس Ides روز دیدار ماه بدر و نون Nones میانه که نام آن از نه روزه بودن آن گرفته شده بود. نخستین روز یا کالندز را روز احضار می‌نامیدند و این بدان دلیل بود که کاهنان به پیروی از فرمانی عتیق در کاپیتول نام‌های مختلفی را فریاد می‌زدند و روزهای هفتم یا نهم روز نون بود. در تأثیر روزها چارک اول ماه و روز ماه بدر مورد توجه بود و هنگام محاق ماه روزهای بد اقبالی بود. بدین سان ماه و روزهای شمارش آن پیچیده و این نابه هنجاری تا آخر امپراتوری روم دوام آورد.

زمان جشن‌ها
 

تقویمی با این همه مشکلات اما برای نخستین بار نظمی مشخص را برای اجرای مراسم آیینی شهروندان رومی پدید آورد. تاریخ گذاری تقویم نوما Numa تقریبی و مراسم آیینی کیش کوایرینوس Quirinus، یا رُمولوس خدا شده بعد از مرگ او، ‌در تپه کوایرینال و پیش از راه یابی رمولوس به کاپیتول و پیدایی تثلیث رومی در گذر زمان از نظمی خاص برخوردار شد. در این دوره از دیانا Diana خدابانوی لاتیوم Latium که بعدها پس از پایان دوره شهریاری در آونتین Aventin مورد توجه قرار گرفت نشانی نیست.
تقویمی از این دست دو کاربرد داشت: نخستین مشخص کردن روزهای ماه به فاستی Fasti(از Fas به معنی سعد و نیکو) و نه فاستی Nefasti یعنی روزهای نحس و روزهاای است که اجرا و دوری جستن از کاری مشخص می‌شود. دوم تعیین زمان جشن‌هایی که شمار آن کم‌تر از بیست و پنج جشن نیست. در روزهای فاستی و نه فاستی ایام سعد و نحس برای کشاورزی، ‌تجارت، ‌فعالیت‌های سیاسی و جنگ مشخص می‌شد و در بردارنده ی مینیاتوری از کارهای مورد انجام امپراتوری روم بود. ماه مارس و اکتبر را مراسم آیینی خاص بود: در ماه مارس تا بیست و سوم این ماه سالی Sali یا رقص پر جست و خیز کاهنان انجام می‌شد و این مراسم در حقیقت رسم جنگی گروه مذهبی رومی بود. در این مراسم کاهنان با نیزه های آخته جست و خیز می‌کردند و سپرهای موسوم به انکیلیا Ancilia که آن‌ها را نازل شده از آسمان می‌پنداشتند به هم می‌کوبیدند. لباس کاهنان در مراسم سالی شبیه لباس جنگجویان کهن لاتن و این رقص نه فقط با مارس خدای جنگ که با ساتورن Saturn خدای کشت و زرع نیز پیوند داشت. کاهنان و مردم براین باور بودند که با این رقص ارواح خبیث را از شهر بیرون می‌رانند و از سوی دیگر جست و خیز آنان بدان سان که فریزر [در شاخه یزرین] از نمودهای مختلف آن در افریقا و اروپا سخن گفته در جهت جادوی همدردی بود.
در چهاردهم مارس کاهنان برای دومین بار ایکوریا Equirria یا قهرمانان سپاه را تطهیر می‌کردند و نوزدهم مارس روز تطهیر سپر یا انکیلیاها و روز بیست و سوم روز تطهیر سرنا و سرانجام زره و اسب قهرمانان و مرمت سلاح‌ها بود. نخستین تطهیر قهرمانان یا ایکوریا پیش از این در بیست و هفتم فوریه انجام یافته بود و در بیست و چهارم همین ماه بود که رژی فوژی Regifugium به معنی هجرت شهریار انجام می‌شد. از رژی فوژی چیزی جز این که با مراسم ایکوریا یا تطهیر قهرمانان همانندهایی داشت چیزی نمی‌دانیم.
در ماه اکتبر فصل مراسم آیینی جنگ پایان یافته و تطهیری دیگر انجام می‌شد. در پانزدهم اکتبر مراسم آیینی ایدس Ides که مراسم آیینی شگفت انگیزی بود انجام می‌شد. در این مراسم مسابقه ارابه رانی کامپوس ماریتوس Campus Maritus انجام و اسب‌های ناتوان برای مارس قربانی و دم آن‌ها را می‌بریدند و توسط دونده ای به رژیا Regia می‌فرستادند تا دم‌های خون چکان در مذبح آویخته شود. دراین مراسم دو گروه رقیب سر اسب‌های دم بریده را از تن جدا و برای تصاحب سرها به رقابت می‌پرداختند. در انجام این کار دو گروه رقیب یکی از طریق ویاساکرا Viasacra و از مسیر فوروم و دیگری از طریق سوبورا Subura در منطقه شمال فوروم به رقابت می‌پرداختند و مفهوم این مراسم آیینی مخوف تا به حال برای مشخص نشده است. تنها این را می‌دانیم که وستال ها [یا کارگزاران دینی که زیر نظر کاهن اعظم کار می‌کردند] از خون برای تطهیر استفاده می‌کردند و اسب همانا روح غلات بود. در این زمینه رُز Rose بر این گمان است که در این مراسم با جادوی کشاورزی بقا و تداوم سر و کار داریم. در نوزدهم اکتبر مراسم دیگری در ارمیلوستریوم Armilustrium انجام می‌شد و در همین روز سالی‌ها یا گروه مذهبی سپرها را به نشان سرآمدن فصل جنگ به معابد می‌بردند.
به روایت از وارد فاولر تقویم هر نظام تحولات سیاسی و نظامی آن نظام را در خود دارد، ‌تاکید رومیان اما بیش از هر چیز بر کشاورزی و خاستگاه معیشت مردم بود. مارس غالباً با تدارکات نظامی و آوریل بیش‌تر با کشاورزی پیوند داشت. در پانزدهم آوریل فوردیکیدیا Fordicidia یا ماده گاوی باردار برای خدابانوی زمین تلوس قربانی می‌شد و پس از قربانی کردن ماده گاو باردار گوساله بطن او را می سوزانیدند و این کار [تمهیدی جادویی] و احتمالاً برای تامین امنیت باروری غلات انجام می‌شد و مراسم سرلیا Cerealia نیز که در نوزدهم آوریل انجام می‌شد نیزبا این رویکرد پیوند داشت. در بیست و یکم آوریل مراسم پاریلیا Parilia یا پالیلیاPalilia به افتخار پالس Pales خدای روستایی [پاسدار گله‌ها که گاهی او را نر و گاهی ماده تصور می‌کردند] بر پا می‌شد. [دراین مراسم شبانان آتش می‌افروختند و از روی آن می‌پریدند] این مراسم بسیار کهن و تاریخ آن به پیش از ایجاد روم توسط رمولوس باز می‌گشت. در این مراسم گله‌ها پیش از ترک چراگاه های زمستانی و کوچ به تپه‌ها تطهیر می‌شدند و مراسمی از این دست کمابیش همانند تطهیر سپاهیان پیش از رهسپار شدن به میدان جنگ بود. روایت چنین بود که شهر روم در روز بیست و یکم آوریل توسط رمولوس بنا نهاده شده و هم بدین دلیل است که هنوز هم این روز، زمان تولد روم نام دارد.
در بیست و سوم آوریل مراسم وینالیاVinalia به تبرک تاکستان‌ها انجام می‌شد و در بیست و پنجم آوریل یعنی هنگام شکل گیری خوشه های انگور روز کاستن خشم اهریمن روبیگوسRobigus بود.
در مقایسه‌ی با ماه های دیگر ماه می ماهی بود که جشن‌ها در آن فروکش می‌کرد و این بدان دلیل بود که بسیاری از مراسم در آوریل انجام یافته بود. درآخر ماه آگر رُمانوس Ager Romanus یا تطهیر زمین و مراسم آروال برتون Arval Berthern که وظیفه او حاصلخیز کردن مزارع بود انجام می‌گرفت؛ و زمان این جشن با شرایط آب و هوا پیوند داشت و به همین دلیل در تقویم ازآن نشانی نبود. در چهاردهم یا پانزدهم می در بیست و هفت نیایشگاه شهر مراسمی جمعی که آرگای Argei نام داشت انجام می‌شد. در این مراسم بیست و هفت عروسک حصیری را که از دو ماه قبل بدین نیایشگاه‌ها فدیه شده بود گردآوری می‌کردند و بیست و هفت نماد سه عدد 9 و از قدرتی جادوای برخوردار بود. این عروسک‌ها را کاهنان اعظم این معابد و وستال ها و کنسول‌ها که توسط شهروندان همراهی می‌شدند به پل چوبی پونسوبلیکو Ponssubliclius در قسمت پایین پالاتین در پونته روتو Ponterotto می‌بردند. پونته روتو پلی بود که در 197 پیش از میلاد توسط امیلیوس Aemilius بین دو ساحل ایجاد شده و این جا همان پلی بود که هوراشیوس Horatius در زمان باستان از روم دفاع کرده بود. کاهنان و وستال ها و مردم پس ازعبور از این مسافت طولانی عروسک‌های حصیری را به رود تیبر می‌افکند و با قربانی کردن عروسک‌ها مراسم پایان می‌یافت. روزگار کهن پر از ابهام و هنوز هم معنی این مراسم برای ما روشن نیست. برخی را نظر براین است که این عروسک‌های حصیری جایگزین قربانی انسانی است و برخی که بیش از شصت سال از عمر آنان می‌گذرد می‌گویند در گذشته مردم خود را از روی این پل به رود می‌افکندند. پلوتارخ از این مراسم به عنوان تطهیر اعظم یاد می‌کند و فریزر با استناد به این گونه از قربانی دادن برآن است که مردم با افکندن عروسک‌های حصیری ارواح خبیث سال کهن را از شهر دور می‌کردند. فریزر در اشاره به ارگای از تفسیر دیگر نیز سخن می‌گوید شاید این عروسک‌هایی بود که به خدای دریا فدیه داده می‌شد تا از او اجازه پل زدن بر رودها را دریافت کنند «تصور خشک یک رود خدا از عبور مردمان از پل بدون آن که از گزند آب وحشتی داشته باشند عجیب نیست و هم بدین دلیل بود که رومیان برای فرونشاندن خشم رود خدا بدو قربانی می‌دادند و این کار توسط کاهنان که بسیاری آنان را عروسک ساز می‌نامیدند انجام می‌شد.»
در ماه ژوئن کاهنان و مردم به تمیز کردن پنوس Penus وستا و آماده کردن آن برای پذیرش غلات نو می‌پرداختند. جشن‌های آیینی جولای چندان مبهم بود که سخن گفتن از آن بیهوده است. در ماه اگوست جشن‌های خرمن بر پا می‌شد و از این شمار است: کانسوالیا Consvalia که در بیست و یکم ماه و ئُوپی کونسیوا Opiconsiva که در بیست و سوم ماه انجام می‌شد و هر دو با کلمه کندره Comdere به معنی گردآوری پیوند دارند و شاید اشارتی است به انباشتن غلات نو. درکنار این جشن‌ها و در روز بیست و سوم مراسم ولکانالیا Volcanalia نیز که همراه با سوزاندن علف‌های خشک بود انجام می‌شد و این مراسم کمابیش همانند آتش سوزی جنگل‌ها در هوای خشک آخر تابستان بود.
پس از این تا هفدهم دسامبر جز شخم و بذرافشانی کاری نبود و بدین سان از جشن‌ها در تقویم نشانی نبود. با به پایان رسیدن کشت پاییزی در هفدهم دسامبر جشن ساتورنالیا Saturnalia که با ساتورن به معنی کِشتن پیوند داشت برپا و دو روز پیش از این یعنی در پانزدهم دسامبر جشن کانسوالیای دوم و دو روز بعد از ساتورنالیا در نوزدهم دسامبر جشن اوپالیا Opalia انجام می‌گرفت. ساتورنالیا جمع ساتورن و اکثر این جشن‌ها با کار کشاورزی پیوند دارند و کاربرد آن‌ها مزید بر جامعه های روستایی در شهرهایی است که تا پایان جمهوری بر واردات غلات متکی و چنین است که این جشن‌ها تا پایان دوره چند خدایی به عنوان جشن شاد زمستانی ادامه می‌یابد و امروز مسیحیان فراموش کرده‌اند که جشن کریسمس همانا تداوم ساتورنالیا است و کریسمس را با تولد عیسی مسیح در بیت اللحم پیوند می‌دهند.
این چرخه زراعی بود که نخستین شالوده های کیش رومی را بنا نهاد. در توجه به این نکته است که درمی یابیم که روم به نیایش چهار خدای بزرگ توجه داشت و مراسم خاص آنان است که اهمیت این خدایان را در کیش رومی آشکار می‌سازد. این چهار خدا ژانوس، ژوپیتر، ‌مارس و کوایرینوس و در کنار آنان خدابانو وستا قرار داشت. رکس ساکروم جانشین شهریاران و همانند آتن با شهریاران پیوند داشت. از برخی نومن ها یا خدایان کوچک پیش ازاین سخن گفتیم، نه تن از این خدایان نیز فلامن Flamen های خاص خویش را داشتند و هفت تن از آنان عبارتند از: ولکان Volcanus، ‌فورینا Furina، پالس Pals، ‌فلورا، ‌پوموناتا یا پومون، ‌کارمنتا Carmenta و فالاسر Falacer. از این مجموعه فالاسر، ‌فورینا و ولکان برای ما چندان شناخته شده نیست. [به روایت از پیر گریمال عید ولکانیا Volcanis در بیست و سوم اوت بر پا می‌شد. نیایش او در روم به وسیله تیتوس ناسیوس رایج شد و به روایت دیگر رواق نیایشگاه او از جانب رمولوس و با غنائمی که از دشمن گرفته بود برپا شد. در جشن این کِه خدا ماهی و گاهی سایرحیوانات را به آتش می‌افکندند و این قربانی‌ها برای سلامت جان قربانی دهنده فدیه داده می‌شد. در روایتی ولکان را کاکوس Cacos یا پدر کاکولوس Caeculus یا پدر شهریار افسانه ای سرویوس تولیوس گفته‌اند و او را با هفاایستوس یونانی مقایسه می‌کردند. به همین روایت فورینا خدابانو یا پری یکی از چشمه‌ها و یکی از جنگل‌های مقدس ساحل راست تیبر بود خواستگاه او ناشناخته و در دوره جمهوری او را یکی از فوری‌ها می‌پنداشتند]. از کارمنتا آن چه می‌دانیم این است که کاهنه های او راقم خوشبختی کودکان در تولد آنان بودند. این گزارش از سنت اگوستین و بدین سان کارمنتا تا روزگار اگوستین قدیس دوام آورده بود. [به روایت از گریمال «به موجب افسانه های رومی کارمنتا اواندر Evandre و زمانی که اواندر ازآرکادی تبعید شد همراه او در جستجوی مقام به غرب سفر کرد. می‌گویند در آرکادی او را کارمنتا نمی‌نامیدند و به روایات مختلف از او یا نام‌های نیکوستریت Nicostrate یا تمیس یا تیماندرا Timandra و او را دختر رود لادون Ladon و یکی از خدابانوان یا پری‌ها می‌دانستند. در روم او را کارمنتا می‌نامیدند و دارای قدرت پیش گویی بود؛ (کارمن یعنی صدای ساحر). به سبب آشنایی با خواست خدایان و سرنوشت، ‌رم، شهر خوشبخت، را برای فرزند خود برگزید و هنگامی که هراکلس در بازگشت از جنگ کارمنتا او را ازآینده آگاه و در صد و ده سالگی مرد، پسرش او را در دامنه کاپیتول در نزدیکی پورته کارمنتاله مدفون کرد.»]
به روایت دیگر کارمنتا همسر اواندر بود و در بیان علت راه ندادن زنان به مراسم آیینی می‌گویند که هرکول کارمنتا را برای شرکت در مراسم قربانی که به مناسبت بنای این ستایشگاه می‌داد دعوت کرد اما کارمنتا دعوت او را نپذیرفت و به همین مناسبت از آن پس شرکت زنان دراین مراسم نهی شد. برخی از مورخان کارمنتا را ایزدبانوی زایمان می‌دانستند و او را بر حسب شرایطی که کودک به آن شکل به دنیا می‌آمد به نام پورسا Porsa یا پوستورسا Postuersa به یاری می‌خواندند.
و سرانجام آن که دین جامعه های روستایی اولیه و پاسداری کشاورزی در برابر دشمنان مرای و نامرای محاط در جادو و از تابوهای مختلفی سرشار بود که در تقویم رومی پدیدار می‌شد تا از جانب کاهنان پاسداری و در جشن‌ها و اعیاد آیینی در شهرها تداوم یابد. این ویژه گی گویای پیشرفت اما بدان سان که وارد فاولر Ward Fowler بدان توجه دارد بازگشتی جدی به دین خدایان بومی و دینی بود که برای متمایز کردن خدایان جدید خدایانش Di indigetes نامیده می‌شد. این دین جنبه کشوری داشت و به فرد یا خانواده خاصی اختصاص نداشت و در روم با آن که آثار گذشته و سنت‌ها بیانگر تقدس اخلاقی بود اما قربانی دادن به خدایان بیگانه گناه و جرم نبود.
برخی از خدایان جدید گرچه از طریق کیش کشوری جایگاه خویش را یافتند، بسیاری دیگر منادی دین انفرادی بودند.

نقل از راسخون


 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.