تاریخ جهان

مقالاتی در باره تاریخ!

تاريخ جهان History of World أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ قرآن كريم؛ سوره 40.غافر؛آيه 82 تاريخ معلّم انسان‌ها است. امام خميني رحمة‌اللّه عليه
طلوع تمدن اسلامی در سرزمین اندلس
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کليدي: تاریخ اسلام و ایران پس از اسلام

مسلمانان تحت فرماندهی سردار نامی «طارق بن زیاد» که خود از قوم سلحشور بربر و یکی از دلاوران شایسته و لایق موسی بن نفیر فروانروای افریقای شمالی بود، از تنگه میان مراکش و جنوب غربی اروپا که بعدها به نام او یعنی جبل الطارق معروف شد عبور کرد و در اندک مدتی بر اثر مقاومت و پایداری و روحیه سلحشوری و مهمتر از اینها به دلیل آرامش در بی کرانگی توحید واتکا به نیرویی معنوی و آسمانی، و سراسر شبه جزیره ایبری را که شامل اسپانیا و پرتغال کنونی بود، به تصرف خود درآورد سپاه مزبور به رغم کمی تعداد، آن چنان مقتدر بود که موفق شد پادشاه خاندان ویژگوت ها را که رودریک نام داشت شکست دهد و به این ترتیب امپراطوری این قلمرو را براندازد. مقاومت سربازان امپراطوری در برابر دلاوران مسلمان بسیار جزئی، کوتاه و ناپایدار بود و مسلمانان تا پیش از فرا رسیدن سال 715 میلادی تمام شهرهای مهم اسپانیا را در اختیار خود گرفته بودند و یا در مواردی با حکمران های محلی معاهده اخوت و دوستی منعقد کردند.اندلس به تدریج به صورت ایالتی از امپراطوری اسلامی درآمد و فرمانروای آن از حاکم شمال افریقا اطاعت می کرد که در شهر قیروان از توابع کشور تونس، استقرار داشت.


          

منطقه آشفته
شبه جزیره ایبری در جنوب غربی قاره اروپا، یکی از نواحی پر تراکم کوهستانی این قاره است. تنوع مناظر طبیعی آن معلول ناهمواری ها، منابع آب و اقلیم معتدل آن است. این سیمای جغرافیایی نقش مؤثری در رفتار سیاسی و اجتماعی مردم داشته و برای هر کدام از مناطق آن هویت ویژه ای را ترسیم کرده است.(1)
تصرف شبه جزیره توسط رومیان، بهبود نسبی در ارتباط های نواحی گوناگون شبه جزیره ایبری به وجود آورد و موجب شد. جمعیت پراکنده با عنوان هیسپانیا متمرکز شود. از این زمان ناحیه مذکور بر خلاف گوناگونی جغرافیایی از نظر فرهنگی و اجتماعی یکپارچه شد. این قلمرو به اندلس معروف است که بر گرفته ای از واندولیسیا یعنی سرزمین آندول هاست. (2) اما این وحدت در سرزمین مذکور ادامه نیافت زیرا اسقف ها و سران کلیساها دستورات سخت و گاهی مجازات های وحشیانه ای برای مردم صادر می کردند که با خطاها و خلاف های آنان هیچ گونه تناسبی نداشت و چون این شرایط برای مردم فرساینده بود، در صدد آن بودند که روزنه ای به سوی آنان گشوده شود و از این وضع مرارت ها بار رهایی یابند.
گروهی که به گت ها موسوم بودند چنان از هم گسیخته و در فساد، رشوه خواری و شهوترانی غوطه ور شده بودند که یورش رزمندگان مسلمان و فتوحات مسلمین در واقع عذاب الهی بود که بر آنان فرود آمد. (3) در واقع ضعف نظام سیاسی به عنوان مقدمه تهاجم افراد مسلمانان به شبه جزیره ایبری، به سه عامل اصلی ارتباط داشت: تفرقه در میان طبقات اعیان بر سر جانشینی، نارضایتی دیگر بخش های جامعه بر سر امتیازات طبقات حاکم و در نتیجه غیرقابل اعتماد بودن نیروهایی که باید در مقابل هر گونه هجومی به مقاومت و دفاع برخیزند، تعقیب و تفتیش عقاید دینی اقلیت های مذهبی (4) در آستانه ورود مسلمانان به اندلس علاوه بر آنکه مسیحیان قدرت سیاسی و حتی اقتدار معنوی خود را از دست داده بودند، دگرگونی های متعدد، ساختار اجتماعی خاصی را که شالوده دولت مسیحی ویزیگوت ها تشکیل داد، به ویرانی کشیده بود.(5)
آری در هنگامه ای که مردم شمال آفریقا در پرتو دولت اسلامی، از نعمت امنیت و حقوق فردی و اجتماعی برخوردار بودند و این قلمرو مراحل رشد، ترقی و تعالی را طی می کرد، در شبه جزیره ایبری فرمانروایان گوت ها (گت ها) با ستم های فراوان، اوضاع را پریشان کردند. طبقات متوسط بر اثر پرداخت مالیات های سنگین و دیگر عوارض دولتی تحمیلی و ظالمانه، راه سقوط را پیش گرفتند. صاحبان حرفه ها و مشاغل صنعتی و فنی به دلیل تبعیض هایی که باید ناگزیر تحمل کنند، از فعالیت های خود دست برداشتند. اعتراض کنندگان به این وضع آزاردهنده نیز بشدت سرکوب می شدند، اموالشان ضبط می شد و اگر از قتل عام های خونین نجات پیدا می کردند اجباراً به بردگی مسیحیان در می آمدند.
ناتوانی و سستی دستگاه کلیسا، دخالت های ناروا و نامعقول اسقف ها از طریق شورای کلیسا، لجاجت آنان در دشمن تراشی و ابراز خشونت نسبت به افرادی که آرامش و امنیت می خواستند، سوء استفاده از قدرت سیاسی، سودای جنون آمیز قدرت نمایی و خطاهای دیگر به حدی رسید که مردم در انتظار یک منجی لحظه شماری می کردند.(6)

فتح شبه جزیره
 

نفوذ فرهنگ اسلامی در اروپا به طور عمده به دنبال فتح اسپانیا توسط رزمندگان مسلمان آغاز شد. تاریخ آغاز برخورد نظامی مسلمین با سرزمین اندلس ژوییه 710 میلادی مطابق با 91 هجری قمری است. در این زمان گروهی از مسلمانان که به چهار صد نفر بالغ می شدند از شمال افریقا به بخش های جنوبی ایبری وارد شدند. این تلاش صرفاً یک مأموریت اطلاعاتی بود. گزارشی که این افراد ارائه کردند، موجب علاقه و تشویق مسلمانان برای فتح اسپانیا شد و در سال بعد کوششی جدی و موفقیت آمیز برای فتح آن ناحیه صورت گرفت. سپاهی که این مأموریت حیاتی را به عهده گرفت، از هفت هزار نفر تشکیل می شد که بعداً برای تقویتش پنج هزار نفر دیگر به آن پیوستند. این نیروها تحت فرماندهی سردار نامی «طارق بن زیاد» که خود از قوم سلحشور بربر و یکی از دلاوران شایسته و لایق موسی بن نفیر فروانروای افریقای شمالی بود، از تنگه میان مراکش و جنوب غربی اروپا که بعدها به نام او یعنی جبل الطارق معروف شد عبور کرد و در اندک مدتی بر اثر مقاومت و پایداری و روحیه سلحشوری و مهمتر از اینها به دلیل آرامش در بی کرانگی توحید واتکا به نیرویی معنوی و آسمانی، و سراسر شبه جزیره ایبری را که شامل اسپانیا و پرتغال کنونی بود، به تصرف خود درآورد سپاه مزبور به رغم کمی تعداد، آن چنان مقتدر بود که موفق شد پادشاه خاندان ویژگوت ها را که رودریک نام داشت شکست دهد و به این ترتیب امپراطوری این قلمرو را براندازد. مقاومت سربازان امپراطوری در برابر دلاوران مسلمان بسیار جزئی، کوتاه و ناپایدار بود و مسلمانان تا پیش از فرا رسیدن سال 715 میلادی تمام شهرهای مهم اسپانیا را در اختیار خود گرفته بودند و یا در مواردی با حکمران های محلی معاهده اخوت و دوستی منعقد کردند.اندلس به تدریج به صورت ایالتی از امپراطوری اسلامی درآمد و فرمانروای آن از حاکم شمال افریقا اطاعت می کرد که در شهر قیروان از توابع کشور تونس، استقرار داشت.(7)
به گفته گوستاولوبون، رقابت و نفاق داخلی در اندلس به حدی بود که دو نفر از امیران آن در لشکرکشی مسلمانان با آنان همراهی و مساعدت کردند. این فتح با نهایت سرعت انجام پذیرفت. تمام شهرهای مهم و بزرگ دروازه های خود را به روی این سپاه فاتح گشودند. افراد مسلمان پس از فتح هر دیاری اختیار اموال، معابد و قوانین آنها را به خودشان واگذار و نیز آنان را مختار کردند تحت قوانین حقوقی و کیش خود باقی بمانند و سالانه جزیه ای بپردازند.(8)

رفتار مسالمت آمیز
 

برخورد مسالمت آمیز مسلمانان با افراد مسیحی اندلس به گونه ای بود که آنان در طول حکومت مسلمین بیش از آنچه قبلاً آزادی و امنیت داشتند از این دو نعمت برخوردار شدند. هنگامی که کشتار یهودیان بر برخی نواحی اروپا آغاز شد و عده ای از آنان به اندلس پناهنده شدند، مسلمانان با آغوش باز از آنان حمایت و امنیتشان را تأمین کردند. در صورتی که پادشاه کارلوس مسیحی سپاهیان خود را فرمان داد تمام معابد مسلمانان و یهودیان را ویران کنند. دکتر ا.س.ترتون می نویسد: من تاریخ نصارا در سرزمین های اسلامی را بدقت بررسی کردم و از آن حقیقتی تابناک به دست آوردم. در این ارزیابی متوجه شدم رفتار مسلمانان با مسیحیان در نهایت مهربانی و انساندوستانه و از هر گونه خشونت دور بوده و بر اساس خوش سلوکی صورت می گرفته است.
ترتون در ادامه ی این اعتراف ها به اوضاع اندلس پرداخته و افزوده است: در قلمرو تحت فرمانروایی انسان های مسلمان، افراد مسیحی به طور عموم شعایر دینی خود را در اوج آزادی انجام می دادند و از مسلمانان و نظام اداری و سیاسی آنان شکوه نداشتند. با نهایت تأسف با وجود این همه مهربانی و همزیستی شگفت انگیر، هنوز گروهی از رهبانان و قسّیس ها که دل های آنان از نشر اسلام با کینه و نفرت آکنده بود، می کوشیدند افرادی را علیه مسلمین تحریک کنند.(9).
کنت هانری دو کاستری اذعان کرده است: این نیکوکاری مسلمانان در حق افراد مسیحی، سرانجام زمینه را برای شورش علیه مسلمانان فراهم ساخت، زیرا به افراد متعصب اجازه داد تا قوای خود را برای درهم کوبیدن حکومت مسلمین بسیج کنند و به نظامی که به آنان حق حیات و آزادی واقعی بخشیده بود پایان دهند.(10)
توماس آرنولد نیز یادآور شده است: ما از مسلمانان رفتار تحمیلی یا چیزی شبیه اعمال زور و فشار در دوره های پیروزی آنان نشنیدیم. آسانی و سرعت استیلای مسلمانان بر اندلس در واقع تا حدود زیادی در اثر خط مشی آزادیبخش آنان نسبت به کیش مسیح بود. تنها شکایتی که مسیحی ها توانستند نسبت به زمامداران جدید ابراز کنند این بود که رفتار با آنان در مقایسه با افراد غیرمسیحی در پرداخت مالیات معمولی و سرانه، متفاوت است، در صورتی که این مالیات (جزیه) از این نظر که جای خدمت سربازی محسوب می شد تنها برای مردان توانا وضع شد و زنان، کودکان، رهبانان، از کارافتادگان، نابیناها، بیماران، فقیران و بردگان از پرداخت آن معاف بودند.
مسیحیان جز در موارد تخلف از قوانین اسلامی در محکمه های ویژه ای، مطابق قوانین خودشان محاکمه می شدند. اینها نسبت به برگزاری مراسم دینی خود مورد تعرض کسی قرار نمی گرفتند و مثل سال قبل از فتوحات مسلمین، قربانی های خود را تقدیم می کردند. آزادی مذهبی که دولت اسلامی برای ساکنان اسپانیا در نظر گرفته بود و نیز آموزشی که آزادانه میان پیروان دو کیش مسیحی و اسلامی برقرار بود، دو جماعت را به یکدیگر نزدیک ساخت به نحوی که ازدواج میان مردان جامعه اسلامی با زنان مسیحی امر رایجی بود و حتی این بانوان با آغوش باز اسلام را می پذیرفتند. فراتر از آن برخی مسیحیان نام های اسلامی برای خود برگزیدند و در پاره ای مراسم به همسایگان مسلمان خود اقتدا کردند. این پیروی البته با اختیار کامل بوده است.فراگیری زبان عربی چنان به سرعت جای فراگیری زبان لاتین را اشغال کرد که زبان مذهبی مسیحیت بتدریج به دست غفلت و فراموشی سپرده شد. در همان حال که ادبیات درخشنده مسلمین با جذابیت ویژه خود دل ها را ربوده و با شور و شوقی فراوان خوانده می شد. آنان که مایل بودند ادبیات مسیحی بخوانند جز همان مطالبی که برای تعلیم گت های بربر به کار گرفته شده بود، چیزی نداشتند و برای تعلیم همین ادبیات ناقص و نازل، بسختی مربی و معلم یافت می شد.
آلوار که یک متعصب ضد اسلامی است اعتراف می کند قرآن خوانی با چنان فصاحت و زیبایی رواج یافته بود که حتی مسیحی ها نمی توانستند آن را بخوانند و تحسین نکنند. حتی رجال برجسته کلیسا بر اثر تماس با مسلمانان به طور عمیق تحت تأثیر فرهنگ و ارزش های آیین مسلمین و تعالیم قرآن قرار می گرفتند و بدیهی است وقتی جاذبه و نفوذ این دین بر اسقف ها و کشیش ها این قدر قوی است، تأثیرش بر افراد عادی چگونه بوده است. اکثریت قریب به اتفاق مسیحیانی که به اسلام روی آوردند بدون شک جذبه ای عالی و مطابق سرشت و فطرت پاک و مدنیتی درخشان و عالی در آن می دیدند که عقل و دل و روحشان را مسخر ساخته بود.
ریشه دار بودن ارزش های اسلامی در وجود مردم اسپانیا چنان است که هنگام طرد آخرین بازماندگان مسلمان در سال 1610 م / 1019 هجری از اسپانیا، هنوز این مردم بشدت علاقه داشتند مسلمان باشند، در حالی که در متجاوز از یک قرن برای اظهار مسیحیت، تحت فشار بودند. این باقی مانده از نسل عرب ها یا افریقایی های مهاجر نبودند بلکه در زمره ی بومیان منطقه به شمار می رفتند.(11).

هفت قرن فراز و نشیب در فرمانروایی
 

اهمیت و عظمت اندلس هنگامی بیشتر نمود می یابد که نگاهی به نقشه اروپا در قرن هشتم میلادی بیفکنیم. در حالی که سرزمین های مسکون و متمدن اروپا تنها به پیرامون مدیترانه، فرانسه و بخش هایی از اروپای مرکزی و شبه جزیره بالکان محدود بود و هیچ آثاری از زندگی مدنی و رونق قلمروی فکری در انگلستان، آلمان، اتریش، روسیه، اروپای شرقی و شبه جزیره اسکاندیناوی (شامل سوئد، نروژ، فنلاند و دانمارک) دیده نمی شد، مسلمانان موفق شدند در جنوب غربی اروپا تحول علمی و فرهنگی و شکوفایی هنری و ادبی پدید آورند و بخش هایی از علوم اسلامی و سنت های مذهبی را به این قاره انتقال دهند.
تاریخ سیاسی اندلس در حکومت نسبتا طولانی مسلمانان به سه دوره کلی تقسیم می شود: از سال 98 تا 132 هجری این قلمرو بخشی از ولایت افریقیه و جزو خلافت دمشق بود. از 138 تا 422 هجری مسلمانان دولت مستقلی را در اندلس به وجود آوردند که فرمانروایی آنان تا سه قرن ادامه یافت. اولین آنها عبدالرحمان بود که سی و دو سال حکومت کرد. او با اقتداری که به دست آورد و نیز از طریق ترویج فرهنگ اسلامی، جمعیت نامتجانس اندلس را که شامل اعراب، بربرها، بومیان تازه مسلمان و اقلیت دینی بودند متحد ساخت. در همین ایام، دولت اسلامی در اوج رونق و عظمت و بالندگی قرار گرفت که محصول آن توسعه فرهنگی اجتماعی و وفور نعمت و رفاه عمومی بود، اما به دلیل اختلاف های درونی و گسترش کشمکش های خاندان های حکومتی به اعماق جامعه، ایام غم انگیزی فرا رسید و اندلس از فراز شکوفایی و پیشرفت به باتلاق جنگ های داخلی و نزاع های سیاسی، قومی و قبیله ای کشیده شد، در واقع با تضعیف دولت مرکزی، حکمران های محلی قدرت را به دست گرفتند و بنی حمود بر غالب شهرهای جنوبی استیلا یافتند. در همین حال خاندان متعدد عرب به بزرگترین و مهمترین شهرهای اندلس دست یافتند.غلامان بنی عامر بر بسیاری از نواحی شرقی مسلط شدند و عصری با عنوان دوران ملوک الطوایفی آغاز شد. بعد از سقوط طیطله در سال 487 ق مرابطون برای نیم قرن بر اندلس حکومت کردند. دوران فرمانروایی آنان زیاد طول نکشید و در سال 541 ق به دست گروهی از بربرها با عنوان موحدون سرنگون شدند.
در روزگاران حکمرانی موحدون، اندلس دستخوش موج گسترده ای از یورش های متوالی مسیحی ها شد. و قلمرو مسلمانان در شرق و غرب یکی پس از دیگری به دست مسیحیان افتاد. قرن هفتم هجری هنوز به پایان نرسیده بود که تمام کانون های شهری اندلس در اختیار افراد مسیحی قرار گرفت و از فرمانروایی پهناور و مقتدر مسلمانان در این منطقه جز غرنامله در جنوب و چند شهر کوچک دیگر، چیزی نماند. بنی احمر با بنی نصر، متجاوز از 250 سال بر جنوب اندلس حکومت کردند تا سرانجام در سال 898 ق غرنامله به دست فردیناند پنجم سقوط کرد و با فرار ابو عبدالله آخرین امیر این، اندلس به طور کامل از دست مسلمانان بیرون آمد.(12)

شکوفایی هنری و فرهنگی
 

بنا به گفته مورخ معروف اروپایی هنری لوکاس دستاوردهای والای مسلمانان در اسپانیا برای فرهنگ اروپای بعد از قرن سوم هجری از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.(13)
پس از گشوده شدن اسپانیا بر روی مسلمانان، فرمانروایان مسلمان، این مطنقه را با فرهنگ، معارف و اندیشه اسلامی مأنوس کردند. وقتی مردم ارزش های آیین محمدی و سنت های بر گرفته از قرآن و حدیث را پذیرفتند، از آن پس حالت واپس ماندگی زندگی اهالی اسپانیا بسرعت دگرگون شد. شهرهای کوردووا (قرطبه)، تولدو (طلیطله) و گرانادا (غرناطه) به مراکز شکوفایی علمی، فرهنگی و هنری تبدیل و معارف اسلامی از این نقاط به سرزمین های اروپایی مسیحی به خصوص فرانسه و آلمان صادر شد. همچنین جمعیت، همزمان با آهنگ رشد، روند اصولی به خود گرفت. شهرها از لحاظ وسعت، ذخایر عمومی و امور ارتباطی بسرعت ترقی کردند. نهاد بافندگی رونق یافت. کار روی چرم به مرتبه بلندی از کمال رسید. هنوز هم به نوع مرغوبی از چرم در اروپا گوردوا می گویند که اشاره به شهر کوردووا یا قرطبه است و نیز در زبان انگلیسی گاه به کنشگر کورودواینر می گویند، فلزکاری اسلام توسعه پیدا کرد، فن آبدیده کردن فولاد به کمال رسید، کالاهای زرین، سیمین و برنجی هم خواهان فراوانی داشت.
مسلمین با انتقال شیوه ای نوین کشاورزی خصوصاً آبیاری به اسپانیا، زندگی روستایی این سرزمین را متحول کردند. گذشته از این بسیاری از گل ها، هلو، زردآلو، انار، پرتقال، برنج، زعفران، پنبه و نیشکر را نیز به آنجا انتقال دادند. رونق کشاورزی بر بازرگانی اثر گذاشت و بنادر مالاگا یا مالقه و آلمریا به مراکز پر جنب و جوش صدور کالاهای تجاری، تبدیل شد. وجود واژه های متعدد مربوط به کشتیرانی که از زبان عربی به زبان های اروپایی غربی راه یافته گواه هدف های گسترده کشتیرانی در دریای مدیترانه است.کالاهای ساخته شده اسپانیایی به سایر بخش های اروپا صادر می شد و برخی اجناس و اقلام اندلس حتی در بازارهای مکه، بغداد و دمشق به چشم می خورد.
وجود بناهای عظیم در اندلس حاکی از قدرت و ذوق و ابتکار مسلمانان است. ستون های پرهیبت، طاق های هلالی، مناره ها، گنبدها و مقرنس کاری ها حاکی از هماهنگی ابهت و کمالی است که در تمدن و فرهنگ مسلمانان اسپانیا جلوه دارد. مجموعه این عناصر جذاب و زیباست که به بناهای اسلامی در اندلس جلوه ای جالب و شگفت می بخشد. همین مایه تناسب و هماهنگی است که قصرالحمراء را در غرناطه از ورای غبار قرن ها چنان شکوهی داده که گویی به قول ویکتورهوگو (نویسنده و ادیب شهیر فرانسوی) آن را مثل یک رؤیای زراندود و آکنده از آهنگ ساخته اند.
در اسپانیا سبک معماری متداول در سوریه و ایران به نام شیوه های مراکشی آوازه یافت. بعدها فاتحان نصارا بخشی از مساجد اندلس را تخریب و به کلیسا تبدیل کردند اما قصرالحمراء که هنوز باقی است مجموعه ای است از باغ ها، عمارت های باشکوه، حیاط ها، استخرها و ایوان های رفیع که نمونه عالی و نادری از تزئینات معماری مسلمین را در غرناطه عرضه می دارد. وقتی شارل پنجم از یک ایوان عمارات الحمراء چنین جلال و جذابیتی را دید، به دیده ی عبرت گفت: بیچاره آنکه این همه را از دست داده است.(14)
دوره ای که تا سال 976 م ادامه داشت دوره خلاق یا شکلگیری هنر مراکشی است. محصول برجسته هنری این دوره مسجد جامعه قرطبه است. بخشی از میان این مکان عبادی بعد از غلبه مسیحیان بر مسلمانان اندلس تخریب شد تا جای آن را کلیسای اعظم بگیرد ولی بخش وسیعی از آن تقریباً به همان وضعی که در پایان قرن نهم میلادی داشت باقی مانده است.
از آثار هنری برجسته دیگر اندلس، شهر مدینه الزهرا است. اگر چه این دیار در سال 1013 م ویران و خالی از سکنه شد، اما بخشی از آن حفاری و اندکی از آثارش مرمت شده است این بنا جلوه گاهی از ابتکار و اعتماد به نفس مسلمانان است که برای ایجاد جاذبه ای بی نظیر، از هیچ گونه کوششی فروگذار نکرده اند. چنین جلوه هایی در شهرسازی و معماری موجب شده که محققان غربی شکوفایی فکری و فرهنگی مسمانان در اسپانیا و نیز تلاش های خلاق آنها را به برکت دیانت و ارزش های معنوی شگفت انگیز و فوق العاده تلقی کنند.(15)
خانم دکتر زیگرید هونکه پژوهشگر آلمانی نوشته است اسپانیا تحقق کامل و اوج هنرنمایی اسلامی است. اگر رشدی در جهان وجود داشت، در اندلس عینیت یافت. غنی ترین رشد و توسعه و عالیترین شکوفایی درست در جایی واقع شد که هرگز یک تمدن بومی قابل اهمیت در آن رشد نکرده بود. این ابتکارات بی نظیر در اسپانیا، چنین گمان باطلی را که تمدن اسلامی را صرفاً مقلد حکومت های انحطاط یافته و آثار فرهنگی آنان می داند، آشکار می سازد. خانم هونکه افزوده است در قرطبه (کوردوبا) کلیسای بزرگ وجود داشت که مسیحیان اجازه داشتند آن را تعمیر کنند و برای عبادت خود مورد استفاده قرار دهند در حالی که فاتحان مسلمان برای خودشان در اطراف شهر مساجد ساده ای ساخته بودند. بعد از آنکه جمعیت قرطبه رو به فزونی رفت احداث یک مسجد جامع در این شهر که مرکز فرمانروایی بود ضرورت یافت. بنابراین عبدالرحمان حاکم وقت، کلیسا را از مسیحیان خریداری کرد و تبدیل به مسجدی بزرگ کرد. هونکه بعد از وصف ویژگی های معماری این مسجد و دیگر بناهای اندلس خاطر نشان می کند: از این مجموعه های هنری و جلوه های زیبا و جذاب انشعابی به سوی دیگر مناطق اروپا روی آورد و اثر خود را برای مدتی طولانی در نواحی مختلف آن بر جای گذاشت.
مسیحیانی که بر اندلس مسلمانان غلبه یافتند کلیساها و قصرهای خود را توسط معماران و صنعتگران فوق العاده کاردان مسلمان ساختند و به همین دلیل در زبان اسپانیایی امروزه لغاتی که برای مهندسی ساختمان و مشاغل مربوط به آن به کار می رود ریشه ای عربی دارند و حتی اسپانیا این میراث غنی هنر اسلامی را که تا قرون شانزدهم و هفدهم میلادی حیات داشت و از آن الهام گرفته بود، به جنوب و مرکز قاره ی امریکا صادر کرد.
سبک های ویژه ای که مسلمانان در عبادتگاه ها، زیارتگاه ها و ساختمان های عمومی و اداری به کار می بردند، استفاده از کاشی های لعاب دار بود که امروزه نمونه هایی از آنها در اماکن مذهبی مکزیک و خانه های مسکونی امریکای لاتین دیده می شود.(16)

افزایش رفاه و آرامش شهروندان
 

برخی منابع مستند یادآور شده اند گرچه بر اثر درگیری های سیاسی و نزاع های فراوان بین اهل خرد و منطق و افراد کوته نظر و جاهل، اندلس صدماتی را تحمل کرد، اما هیچ عاملی موفق نشد جوانه های تمدن رو به رشد آن را نابود کند و یا حتی مانع رشدش شود، زیرا این سرزمین بر اثر تلاش پیگیر و تجربیات ارزنده مسلمانان در عمارت، زراعت و آبیاری، رو به توسعه رفت.
چشمان آزموده آنان بزودی گنج های نهفته ای را که با رسیدگی به اندلس قابل استفاده بودند، کشف کرد. آنها چاه هایی احداث کردند و چرخ های بزرگی با قطره دایره سی متر بر روی رودخانه ساختند تا بهره برداری از منابع آب های سطح الارضی به سهولت امکان پذیر شود. آنان سطح بزرگی در نقاط کوهستانی احداث کردند که تا پنج کیلومتر مربع وسعت داشت و آب آنها را در کانل های زمینی و هوایی به نواحی گوناگون هدایت می کردند تا آن را به طوری کاملا حسابشده در نهرها، آب بست ها و کرت بندی ها جاری و مزارع را آبیاری کند.(17) خشکترین زمین ها و تپه ماهورهایی را که تا آن زمان حاصلخیز نبود و حتی دامنه کوه ها را به طبقات و سطوحی تبدیل کرده، در آنها جوی هایی تعبیه و آبیاری و کشت کردند. کشاورزان رسماً برای تولید انواع محصولات آموزش دیدند؛ محصولاتی که برخی از آنها هم اکنون بخش مهمی از صادرات اسپانیا را تشکیل می دهد. در برهه ای از فرمانروایی مسلمانان بر اسپانیا، کشاورزان از خاک اندلس سه تا چهار بار محصول برداشت می کردند!
اولین بار گرده افشانی مصنوعی گیاهی در این سرزمین عملی شد، آنان در استخراج معادل شیوه ای ابتکاری به کار گرفتند و معادن متروکه ای که بیش از هزار سال راکد مانده بود را دوباره فعال کردند و سالانه مقدار قابل توجهی سنگ آهن، مس و جیوه از آنها به دست آوردند. صنایع مختلف اشتغال زا، پر کار و با رونق فوق العاده در سطحی عالی در اندلس به وجود آمد که برای اروپای آن زمان غیر قابل تصور بود. رفاه عمومی بدان پایه رسید که هر کسی می توانست از مرکبی استفاده کند و نیاز نبود که مسیرها را با پای پیاده طی کند. بهای ارزان مواد غذایی و دستمزد قابل توجه سبب شد که گروه های جدیدی از زارعان و کارگران به این قلمرو مهاجرت کنند.
در حدود سال 950 م در اسپانیای اسلامی که جمعیت به سی میلیون نفر بالغ می شد، مالیات ها و درآمدهای گمرکی و جزیه ها کمتر به صندوق حکومت مرکزی سرازیر می شد، بلکه به مصرف توسعه و رفاه شهرها و روستاها می رسید. به دلیل فراست و کاردانی برخی فرمانروایان بخصوص عبدالرحمان بزرگ که اداراتش از لحاظ تنظیم امور و صرفه جویی نمونه بود، یک سوم درآمد کشور به مصرف هزینه های جاری کشور و مخارج سپاه می رسید که این سپاه به تصدیق برخی مورخان اروپایی منظمترین و مجهزترین قدرت دفاعی آن زمان به شمار می آمد. یک سوم درآمد مملکت نیز پس انداز می شد و ثلث دیگر به مصرف احداث مساجد، پل ها، راه ها و آبروهای هوایی که آب را از روی پل ها عبور می داد و به زمین های مسطح مقابل می رسانید، اختصاص یافته بود.(18)
سطح بیکاری ناچیز بود و تمامی شهروندانی که به سن فعالیت رسیده بودند و توانایی تلاش داشتند مشغول کار در عرصه های گوناگون صنعتی، زراعی، تجاری و ارتباطی بودند.
در تمام کانون های شهری ویلاهایی زیبا بنا کرده بودند که در آنها مکان های عمومی برای گذرانیدن اوقات فراغت و پارک هایی با درختان انگور و زیتون، سرو و سایه نخل برای تجدید قوا و به دست آوردن آرامش در نظر گرفته شده بود.
تنها در سرزمینی که رود وادی الکبیر در آن جریان دارد در فاصله بین سیر امورنا و سیرانوادا آبادی های متعددی وجود داشت. از جمله شش شهر مرکزی (استان) و هشتاد شهر بزرگ و سیصد شهرک برآورده بودند، ولی شهری که مرکز حکومت اندلس به شمار می آمد همان قرطبه بود که بر کرانه سبز و با طراوت این رودخانه بزرگ بنا شده و توسعه یافته بود.
در شهر قرطبه غیر از خانه های کارگزاران عالی رتبه حکومت و کارمندان، یکصد و سیزده هزار خانه مسکونی، 600 مسجد، 50 بیمارستان، 80 مدرسه عمومی، 17 مدرسه عالی و دانشگاهی و مراکز علوم دینی وجود داشت. در قرن نهم میلادی چهار هزار نفر جوینده علوم و معارف گوناگون مشغول تحصیل در قرطبه بودند. بیست کتابخانه عمومی که هر کدام صدها هزار جلد کتاب ارزشمند و نفیس داشتند، علاقه مندان به منابع علمی، کلامی و فرهنگی و محققان رشته های گوناگون علوم و فنون بشری را تغذیه می کردند. این در هنگامی است که هیچ کدام از شهرهای اروپا بجز قسطنطنیه (استانبول کنونی) بیش از سی هزار نفر جمیعت نداشت و هیچ بخشی پیدا نمی شد که دارای بیمارستان و مدرسه باشد. هیچ کتابخانه قابل ذکر و حتی حمامی یافت نمی شد. حتی خیابان های اروپا خاکی و بدون سنگفرش بود و انبوه زباله ها و آلاینده ها در کنار خیابان ها موج می زد و اوضاع اماکن عمومی و معابر اروپایی بسیار غنی بهداشتی و تهدید کننده سلامتی مردم بود. در حدود هزار سال قبل و در اواخر قرن دهم میلادی خیابان های شهر قرطبه که در مجموع دارای هشتاد هزار مغازه بود نه تنها سنگفرش بودند و مدام نظافت می شدند و زباله ها به وسیله گاری جمع آوری می شد بلکه شب ها نیز با چراغ های فانوسی که در اثر باد خاموش نمی شدند و به دیوار خانه آویخته بودند، روشن می شدند. این در حالی است که روزنامه کلن مورخ مارس 1819 م به روشن کردن خیابان های آلمان توسط چراغ های گازی اعتراض کرده و آن را از دید اربابان کلیسا مردود دانسته و افزوده بود از آنجا که بشر نباید نظام موجود هستی را عوض کند، در تاریکی شب نباید تغییری به عمل آید و آن را نمی توان به روشنایی مبدل کرد! در سال 1185 م پاریس اولین شهر اروپایی بود که توسط عوامل اجرایی به تقلید از مسلمانان حداقل خیابان هایش دارای سنگفرش شد؛ الگویی که در دیگر بخش های اروپا در میانه قرن سیزدهم میلادی از آن یپروی می شد.(19)

فنون ابتکاری
 

قبل از ورود مسلمین به اروپا کشاورزی اسپانیا به صورت ابتدایی و دیمی انجام می گرفت، اما مسلمانان بعد از لغو روش های فئودالی، در شیوه کشت گیاهان و آبیاری تحولات جدی و عمیقی به وجود آوردند. آنان پژوهش های دقیقی درباره انواع محصولات گیاهی انجام دادند. توجه مسلمانان اندلس به زراعت به حدی بود که تقویمی ویژه برای کشاورزی ترتیب دادند که به تقویم قرطبه موسوم بود و در آن روش و زمان کشت انواع گیاهان شرح داده شده بود و ملت های دیگر از آن تقلید کردند.
اروپاییان در توسعه کشاورزی و فنون زراعت از ابتکارهای مسلمانان اندلس بهره بردند و گیاهانی چون کتان، شاهدانه و زغفران از این ناحیه، راهی اروپا شد و کشت آنها رواج یافت. محققان، قرن پنجم هجری را اوج مطالعات کشاورزی در اسپانیا ذکر می کنند و اکثر مطالعات و تألیفات دانشمندان مسلمان در زراعت یا نتیجه مسافرت های آنان به سرزمین های شرقی جهان اسلام بود که با مشاهدات شخصی اطلاعات مفیدی از روش های آن ملت ها کسب کرده و با ارزیابی های علمی به تألیف روی می آوردند و یا در نتیجه تجربه عملی آنان بود که با تأسیس باغ های گوناگون و کشت سبزیجات متنوع در آنها با آزمایش و تحقیق می پرداختند.
محمد بن عوام معروف به ابن عوام قریب به 600 گیاه را در کتاب الفلاحه ی خود مورد مطالعه و بررسی قرار داد. ارزش این کتاب غالبا در نظریات جدیدی است که درباره انواع خاک ها، کودها، پیوندها، بیماری گیاهان و کیفیت درمان آنها، چگونگی نگهداری میوه به ویژه روش کنسروسازی میوه ها مطالب جالب و یافته های جدید دارد.(20)
همچنین محققان مسلمان درباره ی منسوجات، پیشرفت قابل توجهی کردند. آنان به قول فیلیپ خطی در قرون وسطی پیشتازان صنعت پارچه و حریر جهان به شمار می آمدند. در اواسط قرن چهارم هجری در حوالی قرطبه حدود دویست کارگاه ریسندگی و بافندگی مشغول فعالیت بودند. این شهر سیزده بافنده را در خود جای داده بود. نساجی غرناطه آن چنان شهرتی داشت که پارچه هایش به نقاط مختلف اروپا صادر می شد. ورود پارچه های با کیفیت عالی و تنوع پرجاذبه به بازارهای اروپا موجب شد پوشش های افراد مسیحی این قاره به جامعه های مسلمانان شباهت یابد. پارچه هیا خوش بافت چنان در اروپا رواج پیدا کرد که مردم این قاره، صنعت بافندگی را عامل افزایش درآمد تشخیص دادند و در فرانسه و ایتالیا کارگاه هایی به وجود آمد که بافندگان حرفه ای و ماهر مسلمان در آنها مشغول کار شدند. مسلمین قادر بودند این پارچه ها را با ذوق و سلیقه های جالبی رنگ آمیزی کنند. این رنگ ها از گیاهان تهیه شده بود.(21)
شیشه گری نیز در اندلس رونق فزاینده ای داشت. عباس بن فرناس نخستین فردی بود که از سنگ شیشه تهیه کرد. وی که اهل قرطبه بود در قرن نهم هجری، عینک و دماسنجی با مکانیسم پیچیده و یک دستگاه پرواز اختراع کرد و موفق شد شیشه های کریستال را تولید کند. ابن فرناس صفحه ای به صورت نمادی از آسمان با شیشه ساخت که به دلخواه آفتابی یا ابری می شد و برق در آن درمی گرفت و سپس رعد آن را می ترکانید.(22)
شهر شاطبه معروفترین کارخانه کاغذسازی بود و این کالا به نقاط دیگر اندلس صادر می شد. گورگیس عواد می نویسد: اگر بگوییم مسلمانان در ساخت کاغذ و تکمیل آن خدمت بزرگی به عالم تمدن کرده اند از مسیر صواب دور نشده ایم چرا که به گواهی هزاران منبع و مأخذ موجود در کتابخانه های شرق و غرب جهان، مسلمانان هم در انتقال این صنعت از چین به عراق، شام، مصر، مغرب و اندلس نقش بزرگی ایفا کردند و هم در ترقی و کمال این صنعت به پیشرفت های بزرگی نایل آمدند. (23)
جان برنال می گوید: مردم اروپا بعد از اینکه فنون کاغذسازی را از مسلمین آموختند به تدریج شیوه های جدیدی برای ساخت کاغذ کشف کردند.(24) مردم اندلس از معادن تذمیر و ارتفاعات قرطبه نقره استخراج می کردند. آهن را از شمال وادی الکبیر، سرب را از معدن اشکوییه و مس را از نواحی شمالی به دست می آوردند. جیوه نیز از کوه های برتس، در حوالی قرطبه، تهیه می شد. در این ناحیه چندین کارخانه برای برش سنگ های مهم وجود داشت. اکثر تولیدات معدنی علاوه بر مصرف داخلی به کشورهای دیگر صادر می شد.(25)
شهر والانس معروف ترین مرکز تولیدکننده ی سفال های رنگارنگ و نقش دار اندلس به شمار می رفت و محصولات آن به فرانسه، ایتالیا و هلند صادر می شد. کاشی های اندلس با طرح و نقشه آمیخته بود و از قرن چهارم هجری مسلمانان در این ناحیه کاشی های میناکاری را رایج و برای این منظور کارخانه هایی تأسیس کردند.(26)
ابن بطوطه می نویسد: در شهر مالقه ظروف چینی زرنگار بسیار عالی می سازند و به کشورهای دوردست صادر می کنند.(27)

پی نوشت ها :
 

1. هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، اولاگوئه ایگناسیوه، ترجمه ناصر موفقیان، صص 210، 209.
2. آندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا، محمد ابراهیم آیتی، ص 204.
3. چگونگی گسترش اسلام، سرتوماس آرنولد، ترجمه حبیب الله آشوری، صص 300- 297.
4. اسپانیای اسلامی، ویلیام مونتگمری وات، ترجمه محمد علی طالقانی، صص 9 - 8.
5. هفت قرن فراز و نشیب تمدن اسلامی در اسپانیا، صص 238- 237.
6. آندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا، صص 8- 7.
7. نفوذ اسلام در اروپا، ابوالفضل عزتی، صص 25- 24.
8- تاریخ تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبون، ترجمه سید هاشم حسینی، ص 329.
9. پاسداران صلح و هم زیستی، عباسعلی عمید زنجانی، صص 214- 213.
10. همان مأخذ، ص 217.
11. نقش مسلمانان در شکوفایی اروپا، صص 88- 87.
12. پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اکبر ولایتی، ح 3، ص 132- 128، اسپانیای اسلامی، صص 130- 126.
13. تاریخ تمدن، هنری لوکاس، ج اول، صص 367.
14. کارنامه اسلام، عبدالحسین زرین کوب، صص 150- 149.
15. اسپانیای اسلامی، صص 91- 90.
16. فرهنگ اسلام در اروپا، خانم زیگرید هونکه، ترجمه مرتضی رهبانی، صص 338 تا 336.
17. همان، ص 571.
18. نقش مسلمانان در شکوفایی اروپا، صص 96و 97.
19. فرهنگ اسلام در اروپا، صص 576- 571.
20. علم در اسلام، احمد آرام، صص 229- 228، کارنامه اسلام، ص 62، تاریخ عرب، فیلیپ خطی، ح 2، ص 736.
21. تاریخ عرب، ح 2، ص 758، اسلام در غرب، نورالدین آل علی، ص 257، نفح الطیب من غصن الاندلس، احمد بن محمد مقری، ص 154.
22. تاریخ صنعت و اختراع، بوریس داماس و دیگران، ترجمه عبدالله ارگانی، ص 213.
23. تمدن اسلامی، آدام متز، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ج 2، ص 505، معجم البلدان، یاقوت حمولی، ج 2، ص 433، نقش و فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 122.
24. علم در تاریخ، جان برنال، ص 248.
25. تمدن اسلامی، ژرف بورلو، ترجمه اسدالله علوی، ص 176، نفح الطیب من غصن الاندلس، ج 1، ص 138، اسلام و غرب، ص 254.
26. تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 666؛ تاریخ عرب، ح 2، ص658.
27. سفرنامه، ابن بطوطه، ترجمه محمد علی موحد، ح 2، ص 335.
 

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام شماره 347



 
 
 
 

سرور و قالب: پرشین بلاگ
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به بلاگ تاريخ جهان است.